focalizing

[ایالات متحده]/ˈfəʊkəlaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfoʊkəlaɪzɪŋ/

ترجمه

v. تنظیم فوکوس; متمرکز شدن بر یک نقطه کانونی; به تمرکز آوردن; تنظیم لنز

عبارات و ترکیب‌ها

focalizing attention

تمرکز توجه

focalizing energy

تمرکز انرژی

focalizing thoughts

تمرکز افکار

focalizing ideas

تمرکز ایده ها

focalizing efforts

تمرکز تلاش ها

focalizing resources

تمرکز منابع

focalizing discussions

تمرکز بحث ها

focalizing goals

تمرکز اهداف

focalizing skills

تمرکز مهارت ها

focalizing vision

تمرکز دید

جملات نمونه

focalizing on the main issue is crucial for effective problem-solving.

تمرکز بر روی مسئله اصلی برای حل مسئله به طور مؤثر بسیار مهم است.

the teacher is focalizing the discussion around student engagement.

معلم بحث را حول محور مشارکت دانش آموزان متمرکز می کند.

focalizing your efforts can lead to better results.

تمرکز بر تلاش هایتان می تواند منجر به نتایج بهتر شود.

she is focalizing her research on climate change impacts.

او تحقیقات خود را بر روی اثرات تغییرات آب و هوایی متمرکز می کند.

focalizing on customer feedback helps improve services.

تمرکز بر بازخورد مشتری به بهبود خدمات کمک می کند.

the project team is focalizing their strategy for the upcoming quarter.

گروه پروژه استراتژی خود را برای سه ماهه آینده متمرکز می کند.

focalizing on teamwork can enhance productivity.

تمرکز بر کار گروهی می تواند بهره وری را افزایش دهد.

he is focalizing his training on improving his public speaking skills.

او آموزش خود را بر روی بهبود مهارت های سخنرانی عمومی متمرکز می کند.

focalizing on the details can prevent mistakes.

تمرکز بر جزئیات می تواند از اشتباهات جلوگیری کند.

the conference is focalizing on innovations in technology.

کنفرانس بر نوآوری های فناوری متمرکز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید