foetors

[ایالات متحده]/ˈfiːtə/
[بریتانیا]/ˈfoʊtər/

ترجمه

n. بوی ناخوشایند

عبارات و ترکیب‌ها

foetor of breath

بوی بد نفس

foetor of urine

بوی بد ادرار

foetor ex ore

بوی بد دهان

foetor from wounds

بوی بد از زخم‌ها

foetor of decay

بوی بد پوسیدگی

foetor of infection

بوی بد عفونت

foetor of feces

بوی بد مدفوع

foetor of gangrene

بوی بد گنگرن

foetor of putrefaction

بوی بد گندیدگی

foetor of breathlessness

بوی بد تنگی نفس

جملات نمونه

the foetor from the garbage was unbearable.

بوی نامطبوع زباله غیرقابل تحمل بود.

he noticed a foetor in the old building.

او متوجه بوی نامطبوع در ساختمان قدیمی شد.

the foetor indicated a problem with the plumbing.

بوی نامطبوع نشان دهنده مشکل در لوله کشی بود.

after the storm, a foetor lingered in the air.

بعد از طوفان، بوی نامطبوع در هوا باقی ماند.

the foetor made it difficult to breathe.

بوی نامطبوع تنفس را دشوار می کرد.

she covered her nose to avoid the foetor.

او برای جلوگیری از بوی نامطبوع، بینی خود را پوشاند.

the foetor of rotten eggs filled the room.

بوی نامطبوع تخم مرغ فاسد اتاق را پر کرد.

investigators traced the foetor to the waste site.

تحقیقات نشان داد که منبع بوی نامطبوع محل دفن زباله است.

he complained about the foetor coming from the kitchen.

او در مورد بوی نامطبوعی که از آشپزخانه می آمد شکایت کرد.

the foetor was a sign of decay in the area.

بوی نامطبوع نشانه ای از پوسیدگی در منطقه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید