a friendly, folksy town.
یک شهر دوستانه و صمیمی
the shop's folksy, small-town image.
تصویری صمیمی و کوچکشهری از مغازه
folksy humor; a folksy style that masked a keen business mind.
طنز صمیمی؛ سبکی صمیمی که ذهن تجاری تیز را پنهان میکرد.
his tireless energy and folksy oratory were much in demand at constituency lunches.
انرژی بیوقفه و سخنرانیهای مردمی او در ناهارها و گردهماییهای حوزه انتخابیه بسیار مورد تقاضا بود.
Her parents, if not downright folksy, were hardly highfalutin.
والدینش، اگرچه به طور سرسختانه عامیانه نبودند، به سختی افراد با فرهنگ بالا نبودند.
A sousaphone player and his bandmates add a folksy note to a wedding celebration in Putna, Romania.
یک نوازنده سوصافون و اعضای گروه او یک لحن محلی را به جشن عروسی در پوتنا، رومانی اضافه میکنند.
a friendly, folksy town.
یک شهر دوستانه و صمیمی
the shop's folksy, small-town image.
تصویری صمیمی و کوچکشهری از مغازه
folksy humor; a folksy style that masked a keen business mind.
طنز صمیمی؛ سبکی صمیمی که ذهن تجاری تیز را پنهان میکرد.
his tireless energy and folksy oratory were much in demand at constituency lunches.
انرژی بیوقفه و سخنرانیهای مردمی او در ناهارها و گردهماییهای حوزه انتخابیه بسیار مورد تقاضا بود.
Her parents, if not downright folksy, were hardly highfalutin.
والدینش، اگرچه به طور سرسختانه عامیانه نبودند، به سختی افراد با فرهنگ بالا نبودند.
A sousaphone player and his bandmates add a folksy note to a wedding celebration in Putna, Romania.
یک نوازنده سوصافون و اعضای گروه او یک لحن محلی را به جشن عروسی در پوتنا، رومانی اضافه میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید