fomes

[ایالات متحده]/ˈfəʊmiːz/
[بریتانیا]/ˈfoʊmiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد عفونی (مانند لباس یا ملحفه بیمار)
Word Forms
جمعfomess

عبارات و ترکیب‌ها

fomes fungi

قارچ‌های فومس

fomes lignosus

فومس لیگنوسوس

fomes annosus

فومس آنوسوس

fomes sp.

فومس اس پی

fomes disease

بیماری فومس

fomes infection

عفونت فومس

fomes control

کنترل فومس

fomes treatment

درمان فومس

fomes species

گونه‌های فومس

fomes research

تحقیقات فومس

جملات نمونه

fomes are often found in decaying wood.

فوم‌ها اغلب در چوب در حال پوسیدگی یافت می‌شوند.

the study of fomes is important in mycology.

مطالعه فوم‌ها در قارچ‌شناسی مهم است.

fomes can cause significant damage to trees.

فوم‌ها می‌توانند آسیب قابل توجهی به درختان وارد کنند.

scientists are researching the properties of fomes.

دانشمندان در حال تحقیق در مورد خواص فوم‌ها هستند.

fomes are used in traditional medicine for their benefits.

فوم‌ها به دلیل فوایدشان در طب سنتی استفاده می‌شوند.

the presence of fomes indicates wood decay.

حضور فوم‌ها نشان‌دهنده پوسیدگی چوب است.

fomes can be identified by their distinctive appearance.

فوم‌ها را می‌توان بر اساس ظاهر متمایزشان شناسایی کرد.

many species of fomes are edible.

بسیاری از گونه‌های فوم‌ها قابل خوردن هستند.

fomes play a role in nutrient cycling in forests.

فوم‌ها نقش مهمی در چرخه‌ مواد مغذی در جنگل‌ها ایفا می‌کنند.

understanding fomes can help in forest management.

درک فوم‌ها می‌تواند به مدیریت جنگل‌ها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید