fomess

[ایالات متحده]/fɔː'miːs/
[بریتانیا]/fɔː'miːs/

ترجمه

n. قارچ از جنس Fomes; آلودگی‌ها (معمولاً جمع)

عبارات و ترکیب‌ها

fomess alert

هشدار فورمس

fomess factor

ضریب فورمس

fomess analysis

تجزیه و تحلیل فورمس

fomess level

سطح فورمس

fomess index

شاخص فورمس

fomess model

مدل فورمس

fomess measurement

اندازه گیری فورمس

fomess impact

تاثیر فورمس

fomess theory

نظریه فورمس

fomess concept

مفهوم فورمس

جملات نمونه

his fomess for the subject made him an expert.

اشتیاق او به موضوع باعث شد او یک متخصص شود.

she showed a fomess for classical music.

او علاقه ای به موسیقی کلاسیک نشان داد.

there is a fomess among the students for outdoor activities.

در بین دانش آموزان علاقه ای به فعالیت های فضای باز وجود دارد.

his fomess for cooking led him to become a chef.

علاقه او به آشپزی باعث شد او به یک سرآشپز تبدیل شود.

she has a fomess for painting that is evident in her artwork.

او علاقه ای به نقاشی دارد که در آثار هنری او آشکار است.

they expressed a fomess for environmental conservation.

آنها علاقه ای به حفاظت از محیط زیست ابراز کردند.

his fomess for reading inspired him to write novels.

علاقه او به خواندن الهام بخش او برای نوشتن رمان شد.

she has a fomess for languages and speaks five fluently.

او علاقه ای به زبان ها دارد و به طور مسلط پنج زبان صحبت می کند.

there is a fomess for technology among the younger generation.

در بین نسل جوان علاقه ای به فناوری وجود دارد.

his fomess for travel has taken him to many countries.

علاقه او به سفر او را به بسیاری از کشورها برده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید