fomite

[ایالات متحده]/ˈfəʊmaɪt/
[بریتانیا]/ˈfoʊmaɪt/

ترجمه

n. سطح یا شیء که می‌تواند ارگانیسم‌های عفونی را حمل کند
Word Forms
جمعfomites

عبارات و ترکیب‌ها

fomite transmission

انتقال از طریق مواد

fomite surface

سطح مواد

fomite contamination

آلودگی مواد

fomite spread

گسترش مواد

fomite risk

خطر مواد

fomite cleaning

تمیز کردن مواد

fomite exposure

قرار گرفتن در معرض مواد

fomite sources

منابع مواد

fomite control

کنترل مواد

fomite hygiene

بهداشت مواد

جملات نمونه

fomites can carry infectious agents for several hours.

اشیای آلوده می‌توانند عوامل عفونی را برای چند ساعت حمل کنند.

regular cleaning can reduce the risk of fomite transmission.

تمیز کردن منظم می‌تواند خطر انتقال اشیا را کاهش دهد.

children are often exposed to fomites at school.

کودکان اغلب در مدرسه در معرض اشیا قرار می‌گیرند.

fomites can be found on surfaces like doorknobs and keyboards.

اشیای آلوده را می‌توان روی سطوحی مانند دستگیره‌ها و صفحه‌های کلید یافت.

handwashing is essential to prevent fomite-related infections.

شستن دست‌ها برای جلوگیری از عفونت‌های مرتبط با اشیا ضروری است.

healthcare workers must be aware of fomite risks.

کارکنان مراقبت‌های بهداشتی باید از خطرات مرتبط با اشیا آگاه باشند.

fomites play a significant role in disease outbreaks.

اشیای آلوده نقش مهمی در شیوع بیماری‌ها دارند.

disinfecting fomites can help control the spread of viruses.

گندزدایی اشیا می‌تواند به کنترل گسترش ویروس‌ها کمک کند.

fomites are often overlooked in infection control strategies.

اشیای آلوده اغلب در استراتژی‌های کنترل عفونت نادیده گرفته می‌شوند.

understanding the role of fomites is crucial in public health.

درک نقش اشیا در سلامت عمومی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید