fontanel

[ایالات متحده]/ˈfɒntənɛl/
[بریتانیا]/ˈfɑːntənɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه نرم بر روی جمجمه نوزاد که استخوان‌ها هنوز به هم جوش نخورده‌اند؛ فضای بین استخوان‌های جمجمه در یک نوزاد
Word Forms
جمعfontanels

عبارات و ترکیب‌ها

anterior fontanel

گودال جلوی سر

posterior fontanel

گودال پشتی سر

fontanel size

اندازه فونتنل

closed fontanel

فونتنل بسته

fontanel assessment

ارزیابی فونتنل

fontanel pressure

فشار فونتنل

fontanel bulging

برجستگی فونتنل

fontanel development

توسعه فونتنل

fontanel closure

بستن فونتنل

fontanel examination

معاینه فونتنل

جملات نمونه

the baby's fontanel is soft and flexible.

نوارهای سر نوزاد نرم و انعطاف پذیر هستند.

doctors often check the fontanel during routine examinations.

پزشکان اغلب فونتال را در طول معاینات روتین بررسی می کنند.

a bulging fontanel may indicate increased intracranial pressure.

برآمدگی فونتال ممکن است نشان دهنده افزایش فشار داخل جمجمه باشد.

it is important to monitor the fontanel's closure in infants.

نظارت بر بسته شدن فونتال در نوزادان مهم است.

fontanels allow for the growth of the baby's brain.

فونتال ها به رشد مغز نوزاد اجازه می دهند.

parents should be gentle when touching the fontanel.

والدین باید هنگام لمس فونتال ملایم باشند.

knowledge about fontanels is essential for new parents.

دانش در مورد فونتال برای والدین جدید ضروری است.

fontanels typically close by the age of two.

فونتال ها معمولاً تا سن دو سالگی بسته می شوند.

a sunken fontanel can be a sign of dehydration.

فونتال فرورفته می تواند نشانه ای از کم آبی باشد.

health professionals educate parents about fontanel care.

متخصصان بهداشت والدین را در مورد مراقبت از فونتال آموزش می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید