footwears

[ایالات متحده]/'fʊtweə/
[بریتانیا]/'fʊtwɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقلامی که بر روی پاها پوشیده می‌شوند تا از آنها محافظت کرده و آنها را بپوشانند.

عبارات و ترکیب‌ها

rubber footwear

کفش لاستیکی

جملات نمونه

It is a custom among the Japanese to remove their footwear before entering a house.

برداشتن کفش قبل از ورود به خانه، یک رسم رایج در بین ژاپنی ها است.

A shopkeeper would say he sold footwear; we would say he sold shoes.

یک مغازه‌دار می‌گوید او کفش فروخته است؛ ما می‌گوییم او کفش فروخته است.

She has a large collection of footwear.

او مجموعه بزرگی از کفش دارد.

Quality footwear is essential for hiking.

کفش باکیفیت برای پیاده‌روی ضروری است.

He prefers comfortable footwear for long walks.

او ترجیح می‌دهد کفش راحت برای پیاده‌روی طولانی بپوشد.

The store offers a wide selection of footwear for all occasions.

فروشگاه طیف گسترده‌ای از کفش برای همه مناسبت‌ها ارائه می‌دهد.

Proper footwear can help prevent foot injuries.

کفش مناسب می‌تواند به جلوگیری از آسیب‌های پا کمک کند.

She likes to match her footwear with her outfits.

او دوست دارد کفش هایش را با لباس هایش هماهنگ کند.

Athletes need specialized footwear for their sports.

ورزشکاران به کفش‌های تخصصی برای ورزش خود نیاز دارند.

The company produces high-quality footwear for men and women.

این شرکت کفش‌های باکیفیت برای آقایان و خانم‌ها تولید می‌کند.

He always keeps his footwear neatly organized in the closet.

او همیشه کفش هایش را به طور مرتب در کمد مرتب می‌کند.

Fashion designers often pay attention to the latest footwear trends.

طراحان مد اغلب به آخرین ترندهای کفش توجه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید