high heels
کفش پاشنه بلند
heel pain
درد پاشنه
tap heels
پاشنه ضربهدار
wear heels
پوشیدن پاشنه بلند
heel support
حمایت از پاشنه
broken heel
پاشنه شکسته
heel height
ارتفاع پاشنه
heel walk
قدم زدن با پاشنه
heel spurs
پینه پاشنه
heel slide
لغزش پاشنه
she teetered on her heels, trying to maintain her balance.
او روی پاشنههایش تعادل خود را حفظ کرد و به جلو و عقب میرفت.
he admired the elegant curve of her heels.
او به قوس ظریف پاشنههایش نگاه کرد و تحسین کرد.
the dancer's heels clicked rhythmically on the stage.
صدای پاشنههای رقصنده به طور ریتمیک روی صحنه شنیده میشد.
she wore comfortable heels for the long evening ahead.
او برای شب طولانی پیش، پاشنههای راحت پوشیده بود.
he loosened her shoelaces and removed her heels.
او بندهای کفشش را باز کرد و پاشنههایش را درآورد.
the cobblestone streets were difficult to navigate in heels.
کفشهای سنگفرش خیابانها راه رفتن با پاشنه بلند را دشوار میکردند.
she practiced walking in heels to improve her posture.
او برای بهبود وضعیت بدنش تمرین میکرد که چگونه با پاشنه راه برود.
he noticed the scuff marks on her heels.
او متوجه خراشهای روی پاشنههایش شد.
she carefully stored her heels in a shoe bag.
او با دقت پاشنههایش را در یک کیف کفش نگهداری کرد.
the heels of her boots were worn down from hiking.
کفشهای چکمههایش از کوهنوردی ساییده شده بودند.
she added heel grips to prevent slipping.
او برای جلوگیری از لغزش، گیره پاشنه اضافه کرد.
he polished her heels until they gleamed.
او پاشنههایش را تا زمانی که براق شدند، صیقل داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید