footwell

[ایالات متحده]/ˈfʊt.wɛl/
[بریتانیا]/ˈfʊt.wɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فضایی که یک راننده پاهای خود را در آن قرار می‌دهد
Word Forms
جمعfootwells

عبارات و ترکیب‌ها

footwell mat

زیرپاپوشی

footwell lighting

نورپردازی فضای پا

footwell space

فضای پا

footwell carpet

فرش فضای پا

footwell heater

هیتر فضای پا

footwell cover

روکش فضای پا

footwell area

منطقه فضای پا

footwell design

طراحی فضای پا

footwell trim

تریم فضای پا

footwell storage

فضای نگهداری در فضای پا

جملات نمونه

the footwell of the car was covered in mud.

فضای زیر پا در ماشین گل‌آلود بود.

he found his keys in the footwell after searching for hours.

او پس از ساعت‌ها جستجو، کلیدهای خود را در فضای زیر پا پیدا کرد.

make sure to clean the footwell regularly to avoid dirt buildup.

برای جلوگیری از تجمع خاک و آلودگی، حتماً فضای زیر پا را به طور منظم تمیز کنید.

the footwell lighting adds a nice touch to the car's interior.

نورپردازی فضای زیر پا، جلوه‌ای زیبا به فضای داخلی خودرو می‌بخشد.

she noticed a strange smell coming from the footwell.

او متوجه بوی عجیبی شد که از فضای زیر پا می‌آمد.

he adjusted the seat to make more room in the footwell.

او صندلی را تنظیم کرد تا فضای بیشتری در فضای زیر پا ایجاد کند.

there was a water leak in the footwell after the heavy rain.

پس از باران شدید، نشتی آب در فضای زیر پا وجود داشت.

the footwell mats were designed to trap dirt and moisture.

زیراندازهای فضای زیر پا به گونه‌ای طراحی شده بودند که خاک و رطوبت را به دام بیاندازند.

he kicked off his shoes and rested his feet in the footwell.

او کفشش را کند و پاهایش را در فضای زیر پا قرار داد.

she found a lost sock in the footwell of the backseat.

او یک جوراب گمشده را در فضای زیر پا در صندلی عقب پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید