forages

[ایالات متحده]/ˈfɒrɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈfɔːrɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غذا برای دام؛ جستجو برای غذا

عبارات و ترکیب‌ها

wild forages

چرای وحشی

forages available

منابع غذایی موجود

forages food

غذاهای وحشی

forages nutrients

مواد مغذی وحشی

forages plants

گیاهان وحشی

forages sources

منابع وحشی

forages species

گونه‌های وحشی

forages habitat

زیستگاه وحشی

forages area

مساحت وحشی

forages diversity

تنوع وحشی

جملات نمونه

the squirrel forages for nuts in the autumn.

سنجاب در فصل پاییز به دنبال جمع‌آوری گردو می‌گردد.

she forages in the garden for fresh herbs.

او در باغ برای یافتن گیاهان معطر تازه جستجو می‌کند.

the bear forages for berries in the forest.

خرس در جنگل برای جمع‌آوری توت‌ها جستجو می‌کند.

he often forages for wild mushrooms.

او اغلب برای یافتن قارچ‌های وحشی جستجو می‌کند.

during the summer, she forages for edible plants.

در طول تابستان، او برای یافتن گیاهان خوراکی جستجو می‌کند.

the raccoon forages through the trash for food.

گربه پالاس در سطل زباله برای پیدا کردن غذا جستجو می‌کند.

they foraged along the beach for seashells.

آنها در امتداد ساحل برای یافتن صدف‌ها جستجو کردند.

the chef forages for ingredients to create unique dishes.

سرآشپز برای تهیه غذاهای منحصر به فرد به دنبال مواد اولیه می‌گردد.

he forages in the woods for firewood.

او در جنگل برای پیدا کردن هیزم جستجو می‌کند.

the children foraged for treasures in the sand.

کودکان در ماسه‌ها به دنبال گنج می‌گشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید