foragings

[ایالات متحده]/ˈfɒr.ə.dʒɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfɔːr.ə.dʒɪŋz/

ترجمه

n. عمل جستجو و جمع آوری غذا؛ توانایی جستجو برای غذا

عبارات و ترکیب‌ها

wild foragings

جمع‌آوری‌های وحشی

edible foragings

جمع‌آوری‌های خوراکی

seasonal foragings

جمع‌آوری‌های فصلی

local foragings

جمع‌آوری‌های محلی

foragings guide

راهنمای جمع‌آوری

foragings tips

نکات جمع‌آوری

foragings expert

متخصص جمع‌آوری

foragings resources

منابع جمع‌آوری

foragings workshop

کارگاه آموزشی جمع‌آوری

foragings community

جامعه‌ی جمع‌آوری

جملات نمونه

the foragings of the animals were abundant this season.

جمع‌آوری غذا توسط حیوانات در این فصل فراوان بود.

foragings in the forest can lead to unexpected discoveries.

جمع‌آوری غذا در جنگل می‌تواند منجر به کشف‌های غیرمنتظره شود.

she enjoyed foragings along the riverbank every weekend.

او از جمع‌آوری غذا در کنار رودخانه آخر هفته‌ها لذت می‌برد.

foragings can provide valuable insights into local wildlife.

جمع‌آوری غذا می‌تواند بینش‌های ارزشمندی در مورد حیات وحش محلی ارائه دهد.

the children learned about foragings during their nature hike.

کودکان در طول پیاده‌روی در طبیعت درباره جمع‌آوری غذا یاد گرفتند.

foragings are essential for understanding ecosystem balance.

جمع‌آوری غذا برای درک تعادل اکوسیستم ضروری است.

he documented his foragings in a detailed journal.

او جمع‌آوری غذاهای خود را در یک دفترچه جزئیات ثبت کرد.

the foragings of wild mushrooms can be both exciting and risky.

جمع‌آوری قارچ‌های وحشی می‌تواند هم هیجان‌انگیز و هم خطرناک باشد.

foragings can be a fun way to connect with nature.

جمع‌آوری غذا می‌تواند راهی سرگرم‌کننده برای ارتباط با طبیعت باشد.

many cultures have traditions centered around foragings.

فرهنگ‌های زیادی سنت‌هایی متمرکز بر جمع‌آوری غذا دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید