hoarding

[ایالات متحده]/'hɔːdɪŋ/
[بریتانیا]/'hɔrdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ذخیره‌سازی، انباشت، حصار موقت، جمع‌آوری.

عبارات و ترکیب‌ها

hoarding food

انباشتن غذا

جملات نمونه

speculative hoarding of scarce supplies

نگهداری حدس و گمان از مواد کمیاب

hoarding food for the winter

نگهداری غذا برای زمستان

hoarding supplies in case of emergency

نگهداری لوازم در صورت بروز اضطرار

hoarding money in a savings account

نگهداری پول در حساب پس‌انداز

hoarding possessions due to a fear of scarcity

نگهداری دارایی‌ها به دلیل ترس از کمیابی

hoarding information for future reference

نگهداری اطلاعات برای ارجاع در آینده

hoarding resources for a specific project

نگهداری منابع برای یک پروژه خاص

hoarding treasures in a hidden vault

نگهداری گنج‌ها در یک خزانه پنهان

hoarding old newspapers and magazines

نگهداری روزنامه‌ها و مجلات قدیمی

hoarding clothes that are no longer worn

نگهداری لباس‌هایی که دیگر پوشیده نمی‌شوند

hoarding sentimental items for memories

نگهداری اشیاء احساسی برای خاطرات

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید