foraminifer

[ایالات متحده]/fɔːrəˈmɪnɪfə/
[بریتانیا]/fɔːrəˈmɪnɪfər/

ترجمه

n. یک موجود تک‌سلولی با پوسته، که اغلب در محیط‌های دریایی یافت می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

foraminifer test

تست فورامنفر

foraminifer species

گونه‌های فورامنفر

foraminifer fossil

فسیل فورامنفر

foraminifer analysis

تجزیه و تحلیل فورامنفر

foraminifer diversity

تنوع زیستی فورامنفر

foraminifer habitat

زیستگاه فورامنفر

foraminifer morphology

مورفولوژی فورامنفر

foraminifer distribution

توزیع فورامنفر

foraminifer ecology

اکولوژی فورامنفر

foraminifer sediment

رسوبات فورامنفر

جملات نمونه

foraminifers are important indicators of environmental change.

پَروژِئیدها نشان‌دهنده‌های مهم تغییرات محیطی هستند.

scientists study foraminifers to understand ancient climates.

دانشمندان برای درک اقلیم‌های باستانی، پَروژِئیدها را مطالعه می‌کنند.

foraminifers can be found in ocean sediments.

پَروژِئیدها را می‌توان در رسوبات اقیانوسی یافت.

the diversity of foraminifers helps in biostratigraphy.

تنوع پَروژِئیدها به زیست‌لایه شناسی کمک می‌کند.

foraminifers play a crucial role in the marine ecosystem.

پَروژِئیدها نقش مهمی در اکوسیستم دریایی ایفا می‌کنند.

some foraminifers have intricate shell structures.

برخی از پَروژِئیدها دارای ساختارهای پیچیده صدف هستند.

researchers collect foraminifers for paleontological studies.

محققان پَروژِئیدها را برای مطالعات دیرین‌شناسی جمع‌آوری می‌کنند.

foraminifers can indicate the health of marine environments.

پَروژِئیدها می‌توانند نشان‌دهنده سلامت محیط‌های دریایی باشند.

some species of foraminifers are used in oil exploration.

برخی از گونه‌های پَروژِئیدها در اکتشاف نفت استفاده می‌شوند.

foraminifers contribute to the formation of limestone deposits.

پَروژِئیدها به تشکیل رسوبات آهکی کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید