forefeet position
موقعیت کف پا
forefeet alignment
ترازی کف پا
forefeet stance
وضعیت قرارگیری کف پا
forefeet grip
گرفتن با کف پا
forefeet support
حمایت کف پا
forefeet balance
تعادل کف پا
forefeet strength
قدرت کف پا
forefeet motion
حرکت کف پا
forefeet contact
تماس کف پا
forefeet function
عملکرد کف پا
the cat used its forefeet to groom itself.
گربه از پنجه جلوی خود برای نظافت خود استفاده کرد.
the dog dug a hole with its strong forefeet.
سگ با پنجه جلوی قوی خود گودالی حفر کرد.
many animals rely on their forefeet for balance.
بسیاری از حیوانات برای حفظ تعادل به پنجه جلوی خود متکی هستند.
the rabbit's forefeet are adapted for digging.
پنجه جلوی خرگوش برای حفر کردن سازگار شده است.
the horse's forefeet are crucial for its speed.
پنجه جلوی اسب برای سرعت آن بسیار مهم است.
forefeet play an important role in an animal's movement.
پنجه جلوی نقش مهمی در حرکت حیوانات ایفا میکند.
the bear uses its forefeet to catch fish.
خرس از پنجه جلوی خود برای گرفتن ماهی استفاده میکند.
some birds use their forefeet to grasp branches.
برخی از پرندگان از پنجه جلوی خود برای گرفتن شاخه ها استفاده میکنند.
the forefeet of a monkey are very dexterous.
پنجه جلوی میمون بسیار چابک است.
in many mammals, forefeet are essential for foraging.
در بسیاری از پستانداران، پنجه جلوی برای جستجوی غذا ضروری است.
forefeet position
موقعیت کف پا
forefeet alignment
ترازی کف پا
forefeet stance
وضعیت قرارگیری کف پا
forefeet grip
گرفتن با کف پا
forefeet support
حمایت کف پا
forefeet balance
تعادل کف پا
forefeet strength
قدرت کف پا
forefeet motion
حرکت کف پا
forefeet contact
تماس کف پا
forefeet function
عملکرد کف پا
the cat used its forefeet to groom itself.
گربه از پنجه جلوی خود برای نظافت خود استفاده کرد.
the dog dug a hole with its strong forefeet.
سگ با پنجه جلوی قوی خود گودالی حفر کرد.
many animals rely on their forefeet for balance.
بسیاری از حیوانات برای حفظ تعادل به پنجه جلوی خود متکی هستند.
the rabbit's forefeet are adapted for digging.
پنجه جلوی خرگوش برای حفر کردن سازگار شده است.
the horse's forefeet are crucial for its speed.
پنجه جلوی اسب برای سرعت آن بسیار مهم است.
forefeet play an important role in an animal's movement.
پنجه جلوی نقش مهمی در حرکت حیوانات ایفا میکند.
the bear uses its forefeet to catch fish.
خرس از پنجه جلوی خود برای گرفتن ماهی استفاده میکند.
some birds use their forefeet to grasp branches.
برخی از پرندگان از پنجه جلوی خود برای گرفتن شاخه ها استفاده میکنند.
the forefeet of a monkey are very dexterous.
پنجه جلوی میمون بسیار چابک است.
in many mammals, forefeet are essential for foraging.
در بسیاری از پستانداران، پنجه جلوی برای جستجوی غذا ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید