paws

[ایالات متحده]/[pɔːz]/
[بریتانیا]/[pɔːz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پنجه‌های یک حیوان، به خصوص یک سگ یا گربه؛ یک وقفه یا استراحت کوتاه
v. متوقف شدن یا استراحت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

paws off!

دست‌بردار!

tiny paws

پنجه‌های کوچک

clean paws

پنجه‌های تمیز

soft paws

پنجه‌های نرم

paws crossed

پنجه‌های در هم

washing paws

شستن پنجه‌ها

pawing at

پنجه زدن به

raised paws

پنجه‌های بالا

little paws

پنجه‌های کوچک

paws kneading

ورز دادن پنجه‌ها

جملات نمونه

the dog rested its paws on the cool tile floor.

سگ پنجه‌هایش را روی کفپوش خنک قرار داد.

she gently stroked the kitten's tiny paws.

او به آرامی پنجه‌های کوچک گربه را نوازش کرد.

mud clung to his paws after the long walk.

گل و لای بعد از پیاده‌روی طولانی به پنجه‌هایش چسبیده بود.

the cat washed its paws meticulously.

گربه پنجه‌های خود را با دقت شست.

he tiptoed, careful not to disturb the sleeping dog with his paws.

او به آرامی راه می‌رفت و مراقب بود که با پنجه‌هایش سگ خفته را آزار ندهد.

the fluffy paws of the samoyed are a defining feature.

پنجه‌های پشمالوی ساموئید یک ویژگی برجسته است.

the bear left large paw prints in the snow.

خرس ردپای بزرگ پنجه در برف گذاشت.

she protected her face with her paws from the wind.

او صورت خود را با پنجه‌هایش از باد محافظت کرد.

the playful puppy batted at the toy with its paws.

سگ توله بازیگوش با پنجه‌هایش به اسباب‌بازی ضربه می‌زد.

he knelt down to examine the animal's paws.

او زانو زد تا پنجه‌های حیوان را بررسی کند.

the cat stretched out its paws to reach the string.

گربه پنجه‌های خود را دراز کرد تا به نخ برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید