paws off!
دستبردار!
tiny paws
پنجههای کوچک
clean paws
پنجههای تمیز
soft paws
پنجههای نرم
paws crossed
پنجههای در هم
washing paws
شستن پنجهها
pawing at
پنجه زدن به
raised paws
پنجههای بالا
little paws
پنجههای کوچک
paws kneading
ورز دادن پنجهها
the dog rested its paws on the cool tile floor.
سگ پنجههایش را روی کفپوش خنک قرار داد.
she gently stroked the kitten's tiny paws.
او به آرامی پنجههای کوچک گربه را نوازش کرد.
mud clung to his paws after the long walk.
گل و لای بعد از پیادهروی طولانی به پنجههایش چسبیده بود.
the cat washed its paws meticulously.
گربه پنجههای خود را با دقت شست.
he tiptoed, careful not to disturb the sleeping dog with his paws.
او به آرامی راه میرفت و مراقب بود که با پنجههایش سگ خفته را آزار ندهد.
the fluffy paws of the samoyed are a defining feature.
پنجههای پشمالوی ساموئید یک ویژگی برجسته است.
the bear left large paw prints in the snow.
خرس ردپای بزرگ پنجه در برف گذاشت.
she protected her face with her paws from the wind.
او صورت خود را با پنجههایش از باد محافظت کرد.
the playful puppy batted at the toy with its paws.
سگ توله بازیگوش با پنجههایش به اسباببازی ضربه میزد.
he knelt down to examine the animal's paws.
او زانو زد تا پنجههای حیوان را بررسی کند.
the cat stretched out its paws to reach the string.
گربه پنجههای خود را دراز کرد تا به نخ برسد.
paws off!
دستبردار!
tiny paws
پنجههای کوچک
clean paws
پنجههای تمیز
soft paws
پنجههای نرم
paws crossed
پنجههای در هم
washing paws
شستن پنجهها
pawing at
پنجه زدن به
raised paws
پنجههای بالا
little paws
پنجههای کوچک
paws kneading
ورز دادن پنجهها
the dog rested its paws on the cool tile floor.
سگ پنجههایش را روی کفپوش خنک قرار داد.
she gently stroked the kitten's tiny paws.
او به آرامی پنجههای کوچک گربه را نوازش کرد.
mud clung to his paws after the long walk.
گل و لای بعد از پیادهروی طولانی به پنجههایش چسبیده بود.
the cat washed its paws meticulously.
گربه پنجههای خود را با دقت شست.
he tiptoed, careful not to disturb the sleeping dog with his paws.
او به آرامی راه میرفت و مراقب بود که با پنجههایش سگ خفته را آزار ندهد.
the fluffy paws of the samoyed are a defining feature.
پنجههای پشمالوی ساموئید یک ویژگی برجسته است.
the bear left large paw prints in the snow.
خرس ردپای بزرگ پنجه در برف گذاشت.
she protected her face with her paws from the wind.
او صورت خود را با پنجههایش از باد محافظت کرد.
the playful puppy batted at the toy with its paws.
سگ توله بازیگوش با پنجههایش به اسباببازی ضربه میزد.
he knelt down to examine the animal's paws.
او زانو زد تا پنجههای حیوان را بررسی کند.
the cat stretched out its paws to reach the string.
گربه پنجههای خود را دراز کرد تا به نخ برسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید