forefoot pain
درد قسمت جلویی پا
forefoot strike
ضربه پا در قسمت جلویی
forefoot width
عرض قسمت جلویی پا
forefoot pressure
فشار در قسمت جلویی پا
forefoot area
سطح قسمت جلویی پا
forefoot flexibility
انعطاف پذیری قسمت جلویی پا
forefoot lift
بالا بردن قسمت جلویی پا
forefoot adjustment
تنظیم قسمت جلویی پا
forefoot support
حمایت از قسمت جلویی پا
forefoot alignment
ترازیح قسمت جلویی پا
the horse landed on its forefoot after the jump.
اسب پس از پرش روی پنجه جلوی خود فرود آمد.
the veterinarian examined the dog's forefoot for injuries.
پزشک دامپزشکی پنجه جلوی سگ را برای بررسی آسیب ها معاینه کرد.
she noticed a small cut on the forefoot of her cat.
او یک برش کوچک روی پنجه جلوی گربه اش متوجه شد.
the forefoot of the animal was covered in mud.
پنجه جلوی حیوان در گل پوشیده شده بود.
the farrier trimmed the horse's forefoot carefully.
کاسب اسب با دقت پنجه جلوی اسب را کوتاه کرد.
he observed how the forefoot impacted the ground.
او نحوه برخورد پنجه جلوی حیوان با زمین را مشاهده کرد.
the dog's forefoot was swollen after the long walk.
پس از پیادهروی طولانی، پنجه جلوی سگ متورم شده بود.
she gently massaged the horse's forefoot to relieve tension.
او به آرامی پنجه جلوی اسب را ماساژ کرد تا تنش را کاهش دهد.
proper care of the forefoot is essential for the animal's health.
مراقبت مناسب از پنجه جلوی حیوان برای سلامتی حیوان ضروری است.
the forefoot structure helps the animal maintain balance.
ساختار پنجه جلوی حیوان به حیوان کمک می کند تا تعادل خود را حفظ کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید