forepart

[ایالات متحده]/ˈfɔːpɑːt/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌpɑrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت جلویی چیزی; مرحله اولیه یا اولیه یک دوره زمانی

عبارات و ترکیب‌ها

forepart section

بخش جلویی

forepart view

نمای جلویی

forepart design

طراحی جلویی

forepart area

ناحیه جلویی

forepart feature

ویژگی جلویی

forepart model

مدل جلویی

forepart alignment

تراز جلویی

forepart aspect

جنبه جلویی

forepart structure

ساختار جلویی

forepart component

قطعه جلویی

جملات نمونه

the forepart of the ship was damaged in the storm.

جلوی کشتی در طوفان آسیب دید.

she admired the intricate design on the forepart of the dress.

او طراحی پیچیده روی قسمت جلوی لباس را تحسین کرد.

the forepart of the car features advanced technology.

قسمت جلوی خودرو دارای فناوری پیشرفته است.

he focused on the forepart of the presentation.

او بر روی قسمت ابتدایی ارائه تمرکز کرد.

the forepart of the building is designed for maximum sunlight.

قسمت جلوی ساختمان برای حداکثر نور خورشید طراحی شده است.

the forepart of the book introduces the main themes.

قسمت ابتدای کتاب مضامین اصلی را معرفی می کند.

in the forepart of the movie, the characters are introduced.

در قسمت ابتدای فیلم، شخصیت ها معرفی می شوند.

he carved his initials on the forepart of the table.

او حروف اول نام خود را روی قسمت جلوی میز حکاکی کرد.

the forepart of the lecture covered the basics.

قسمت ابتدای سخنرانی اصول اولیه را پوشش می داد.

she painted a mural on the forepart of the wall.

او نقاشی دیواری روی قسمت جلوی دیوار کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید