foreignnesses

[ایالات متحده]/ˈfɔːrɪn.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈfɔrɪn.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت خارجی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

cultural foreignnesses

غریبه‌گی‌های فرهنگی

social foreignnesses

غریبه‌گی‌های اجتماعی

economic foreignnesses

غریبه‌گی‌های اقتصادی

political foreignnesses

غریبه‌گی‌های سیاسی

linguistic foreignnesses

غریبه‌گی‌های زبانی

historical foreignnesses

غریبه‌گی‌های تاریخی

perceived foreignnesses

غریبه‌گی‌های درک‌شده

cognitive foreignnesses

غریبه‌گی‌های شناختی

experiential foreignnesses

غریبه‌گی‌های تجربی

emotional foreignnesses

غریبه‌گی‌های عاطفی

جملات نمونه

we must embrace the foreignnesses of different cultures.

ما باید غریبه‌گی فرهنگ‌های مختلف را بپذیریم.

the foreignnesses in her accent made her stand out.

غریبه‌گی در لهجه‌اش باعث شد که از دیگران متمایز شود.

understanding foreignnesses can enhance our global perspective.

درک غریبه‌گی‌ها می‌تواند دیدگاه جهانی ما را ارتقا دهد.

he wrote about the foreignnesses found in urban life.

او در مورد غریبه‌گی‌هایی که در زندگی شهری یافت می‌شوند نوشت.

the foreignnesses of the artwork challenged traditional views.

غریبه‌گی اثر هنری، نظرات سنتی را به چالش کشید.

exploring the foreignnesses of language can be enlightening.

بررسی غریبه‌گی زبان می‌تواند روشنگر باشد.

her research focused on the foreignnesses of immigrant experiences.

تحقیقات او بر روی غریبه‌گی تجربیات مهاجران متمرکز بود.

we discussed the foreignnesses that immigrants face in society.

ما در مورد غریبه‌گی‌هایی که مهاجران در جامعه با آن روبرو هستند بحث کردیم.

he appreciated the foreignnesses of different cuisines.

او از غریبه‌گی غذاهای مختلف قدردانی کرد.

recognizing foreignnesses can foster better communication.

تشخیص غریبه‌گی‌ها می‌تواند باعث برقراری ارتباط بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید