forequarters

[ایالات متحده]/ˈfɔːkwɔːtə/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌkwɔrtər/

ترجمه

n. قسمت جلو از بدن یا لاشه؛ قسمت جلویی یک طرف

عبارات و ترکیب‌ها

forequarter cut

برش چهارگانه

forequarter meat

گوشت چهارگانه

forequarter section

بخش چهارگانه

forequarter joint

مفصل چهارگانه

forequarter roast

گوشت چهارگانه بریان

forequarter beef

گوشت گوساله چهارگانه

forequarter lamb

گوشت بره چهارگانه

forequarter portion

بخش چهارگانه

forequarter pricing

قیمت‌گذاری چهارگانه

forequarter preparation

آماده‌سازی چهارگانه

جملات نمونه

the butcher recommended the forequarter for a hearty stew.

آشپز قصاب گوشت توصیه کرد که ربع جلو برای یک خورش مقوی مناسب است.

she prefers the forequarter cut of meat for grilling.

او ترجیح می دهد ربع جلو گوشت را برای گریل کردن استفاده کند.

in cooking, the forequarter provides rich flavors.

در آشپزی، ربع جلو طعم های غنی ارائه می دهد.

the chef used the forequarter to make a delicious roast.

سرآشپز از ربع جلو برای تهیه یک غذای کبابی خوشمزه استفاده کرد.

forequarter cuts are often more affordable than others.

برش های ربع جلو اغلب مقرون به صرفه تر از سایرین هستند.

he learned how to properly butcher the forequarter of a cow.

او یاد گرفت که چگونه ربع جلو یک گاو را به درستی خرد کند.

forequarter meat is ideal for slow cooking.

گوشت ربع جلو برای پخت آهسته ایده آل است.

they served a dish made from the forequarter at the restaurant.

آنها یک غذای تهیه شده از ربع جلو را در رستوران سرو کردند.

she asked for a recipe that uses forequarter cuts.

او از یک دستور العمل که از برش های ربع جلو استفاده می کند، خواست.

the forequarter is a popular choice among chefs.

ربع جلو یک انتخاب محبوب در بین سرآشپزها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید