foreshorten

[ایالات متحده]/fɔːˈʃɔːtn/
[بریتانیا]/fɔːrˈʃɔːrtn/

ترجمه

v. پیش از موعد پایان دادن یا خاتمه دادن
کاهش در طول، صرفه‌جویی در فضا
چیزی را با استفاده از اصول پرسپکتیو کوچکتر نشان دادن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریforeshortening
زمان گذشتهforeshortened
شکل سوم شخص مفردforeshortens
قسمت سوم فعلforeshortened
جمعforeshortens

جملات نمونه

The extreme foreshortening of his 1925 “Fire Escape”, for example, shot from below, shows a fellow climbing on a ladder.

کوتاهی شدید دیدگاه در اثر ۱۹۲۵ او با عنوان «پله‌های خروج از آتش»، به عنوان مثال، از پایین گرفته شده، نشان می‌دهد که مردی در حال بالا رفتن از نردبان است.

The artist had to foreshorten the figure in the painting to fit the composition.

هنرمند مجبور شد تا با تناسب با ترکیب، چهره را در نقاشی کوتاه کند.

Foreshortening can create a sense of depth and perspective in a two-dimensional artwork.

کوتاهی دیدگاه می‌تواند احساس عمق و پرسپکتیو را در یک اثر هنری دو بعدی ایجاد کند.

The photographer used foreshortening to make the subject appear closer to the camera.

عکاس از کوتاهی دیدگاه برای نزدیک‌تر نشان دادن سوژه به دوربین استفاده کرد.

Foreshortening is a common technique used in drawing to create realistic proportions.

کوتاهی دیدگاه یک تکنیک رایج است که در طراحی برای ایجاد تناسبات واقعی استفاده می‌شود.

The foreshortened limbs of the figure added drama to the sculpture.

اندام‌های کوتاه شده چهره به مجسمه درام افزود.

Art students often practice foreshortening to improve their drawing skills.

دانشجویان هنر اغلب برای بهبود مهارت‌های طراحی خود، کوتاهی دیدگاه را تمرین می‌کنند.

Foreshortening can distort the proportions of objects in a drawing for artistic effect.

کوتاهی دیدگاه می‌تواند تناسبات اشیاء را در یک نقاشی برای ایجاد جلوه‌های هنری تحریف کند.

The foreshortened perspective of the building made it look taller in the painting.

پرسپکتیو کوتاه شده ساختمان باعث شد در نقاشی بلندتر به نظر برسد.

Foreshortening requires a good understanding of perspective and anatomy.

کوتاهی دیدگاه به درک خوب از پرسپکتیو و آناتومی نیاز دارد.

The foreshortened view of the landscape gave the painting a dynamic quality.

دیدگاه کوتاه شده از منظره به نقاشی کیفیتی پویا بخشید.

نمونه‌های واقعی

One benefit of the past is that it is a dramatically foreshortened, edited version of the present.

یکی از مزایای گذشته این است که یک نسخه بسیار کوتاه و ویرایش شده از زمان حال است.

منبع: Selected Debates on Hot Topics

Her foreshortened figure rushed away from him; the diminishing square of the roof seemed to be falling through the darkness.

تصویر کوتاه قامت او از او دور شد؛ مربع رو به کاهش سقف به نظر می‌رسید که در تاریکی فرو می‌رود.

منبع: Brave New World

The gallery, sloping and foreshortened, seemed to give immediately on to the stage; and on the stage were a number of actors, moving silently to and fro, and wearing masks which they kept turned towards the auditorium.

گالری، شیب‌دار و کوتاه شده، به نظر می‌رسید که بلافاصله به صحنه می‌رسد؛ و روی صحنه تعدادی بازیگر وجود داشتند که به طور ساکت و رفت و برگشت حرکت می‌کردند و ماسکی می‌پوشیدند که همیشه به سمت تالار می‌چرخاندند.

منبع: under the net

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید