forester

[ایالات متحده]/'fɒrɪstə/
[بریتانیا]/'fɔrɪstɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افسر جنگل; نگهبان جنگل‌ها; ساکن جنگل

جملات نمونه

The forester carefully examined the trees for signs of disease.

جنگلبان با دقت درختان را برای یافتن علائم بیماری بررسی کرد.

The forester spends most of his time outdoors, observing wildlife.

جنگلبان بیشتر وقت خود را در فضای باز می‌گذراند و حیات وحش را زیر نظر دارد.

A forester must have a good understanding of forest ecology.

یک جنگلبان باید درک خوبی از اکولوژی جنگل داشته باشد.

The forester is responsible for managing the forest resources sustainably.

جنگلبان مسئولیت مدیریت پایدار منابع جنگل را دارد.

The forester uses various tools to measure tree growth.

جنگلبان از ابزارهای مختلف برای اندازه گیری رشد درختان استفاده می‌کند.

Foresters work to prevent wildfires and protect the forest ecosystem.

جنگلبانان برای جلوگیری از آتش‌سوزی و حفاظت از اکوسیستم جنگل تلاش می‌کنند.

The forester conducts surveys to assess the health of the forest.

جنگلبان نظرسنجی‌هایی را برای ارزیابی سلامت جنگل انجام می‌دهد.

Foresters play a crucial role in maintaining biodiversity in forests.

جنگلبانان نقش مهمی در حفظ تنوع زیستی در جنگل‌ها ایفا می‌کنند.

The forester collaborates with researchers to study the impact of climate change on forests.

جنگلبان با محققان همکاری می‌کند تا تأثیر تغییرات آب و هوایی بر جنگل‌ها را مطالعه کند.

Foresters often work in remote areas, away from urban centers.

جنگلبانان اغلب در مناطق دورافتاده، دور از مراکز شهری کار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید