forgathers joy
گردآوری شادی
forgathers strength
گردآوری قدرت
forgathers hope
گردآوری امید
forgathers friends
گردآوری دوستان
forgathers support
گردآوری حمایت
forgathers resources
گردآوری منابع
forgathers ideas
گردآوری ایده ها
forgathers community
گردآوری جامعه
forgathers knowledge
گردآوری دانش
forgathers energy
گردآوری انرژی
the community forgathers every weekend for a picnic.
جامعه هر هفته آخر هفته برای پیک نیک گرد هم می آید.
friends forgather at the café to catch up.
دوستان در کافه گرد هم می آیند تا از احوال یکدیگر باخبر شوند.
family members forgather during the holidays for a reunion.
اعضای خانواده در تعطیلات برای دیدار مجدد گرد هم می شوند.
the team forgathers to discuss the project updates.
تیم برای بحث در مورد آخرین نسخه پروژه گرد هم می آید.
neighbors forgather for the annual block party.
همسایگان برای مهمانی سالانه محله گرد هم می شوند.
students forgather in the library for group study.
دانشجویان برای مطالعه گروهی در کتابخانه گرد هم می شوند.
members of the club forgather to plan future events.
اعضای باشگاه برای برنامه ریزی رویدادهای آینده گرد هم می شوند.
fans forgather at the stadium to support their team.
هواداران در استادیوم گرد هم می شوند تا از تیم خود حمایت کنند.
the community forgathers to celebrate the festival.
جامعه برای جشن گرفتن جشنواره گرد هم می آید.
old friends forgather to reminisce about their school days.
دوستان قدیمی گرد هم می آیند تا به روزهای مدرسه خود فکر کنند.
forgathers joy
گردآوری شادی
forgathers strength
گردآوری قدرت
forgathers hope
گردآوری امید
forgathers friends
گردآوری دوستان
forgathers support
گردآوری حمایت
forgathers resources
گردآوری منابع
forgathers ideas
گردآوری ایده ها
forgathers community
گردآوری جامعه
forgathers knowledge
گردآوری دانش
forgathers energy
گردآوری انرژی
the community forgathers every weekend for a picnic.
جامعه هر هفته آخر هفته برای پیک نیک گرد هم می آید.
friends forgather at the café to catch up.
دوستان در کافه گرد هم می آیند تا از احوال یکدیگر باخبر شوند.
family members forgather during the holidays for a reunion.
اعضای خانواده در تعطیلات برای دیدار مجدد گرد هم می شوند.
the team forgathers to discuss the project updates.
تیم برای بحث در مورد آخرین نسخه پروژه گرد هم می آید.
neighbors forgather for the annual block party.
همسایگان برای مهمانی سالانه محله گرد هم می شوند.
students forgather in the library for group study.
دانشجویان برای مطالعه گروهی در کتابخانه گرد هم می شوند.
members of the club forgather to plan future events.
اعضای باشگاه برای برنامه ریزی رویدادهای آینده گرد هم می شوند.
fans forgather at the stadium to support their team.
هواداران در استادیوم گرد هم می شوند تا از تیم خود حمایت کنند.
the community forgathers to celebrate the festival.
جامعه برای جشن گرفتن جشنواره گرد هم می آید.
old friends forgather to reminisce about their school days.
دوستان قدیمی گرد هم می آیند تا به روزهای مدرسه خود فکر کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید