forgathers

[ایالات متحده]/fɔːˈɡɑːðəz/
[بریتانیا]/fɔrˈɡæðərz/

ترجمه

v. ملاقات کردن یا جمع شدن؛ به طور تصادفی برخورد کردن؛ ارتباط برقرار کردن یا اجتماعی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

forgathers joy

گردآوری شادی

forgathers strength

گردآوری قدرت

forgathers hope

گردآوری امید

forgathers friends

گردآوری دوستان

forgathers support

گردآوری حمایت

forgathers resources

گردآوری منابع

forgathers ideas

گردآوری ایده ها

forgathers community

گردآوری جامعه

forgathers knowledge

گردآوری دانش

forgathers energy

گردآوری انرژی

جملات نمونه

the community forgathers every weekend for a picnic.

جامعه هر هفته آخر هفته برای پیک نیک گرد هم می آید.

friends forgather at the café to catch up.

دوستان در کافه گرد هم می آیند تا از احوال یکدیگر باخبر شوند.

family members forgather during the holidays for a reunion.

اعضای خانواده در تعطیلات برای دیدار مجدد گرد هم می شوند.

the team forgathers to discuss the project updates.

تیم برای بحث در مورد آخرین نسخه پروژه گرد هم می آید.

neighbors forgather for the annual block party.

همسایگان برای مهمانی سالانه محله گرد هم می شوند.

students forgather in the library for group study.

دانشجویان برای مطالعه گروهی در کتابخانه گرد هم می شوند.

members of the club forgather to plan future events.

اعضای باشگاه برای برنامه ریزی رویدادهای آینده گرد هم می شوند.

fans forgather at the stadium to support their team.

هواداران در استادیوم گرد هم می شوند تا از تیم خود حمایت کنند.

the community forgathers to celebrate the festival.

جامعه برای جشن گرفتن جشنواره گرد هم می آید.

old friends forgather to reminisce about their school days.

دوستان قدیمی گرد هم می آیند تا به روزهای مدرسه خود فکر کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید