compiles

[ایالات متحده]/kəmˈpaɪlz/
[بریتانیا]/kəmˈpaɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جمع‌آوری اطلاعات یا داده‌ها؛ ویرایش یا آماده‌سازی مجموعه‌ای از مواد نوشتاری؛ تهیه فهرست یا سند؛ ترجمه یا تبدیل به فرمت متفاوت

عبارات و ترکیب‌ها

compiles data

جمع‌آوری داده‌ها

compiles reports

تهیه گزارش‌ها

compiles information

جمع‌آوری اطلاعات

compiles statistics

جمع‌آوری آمار

compiles results

تهیه نتایج

compiles resources

جمع‌آوری منابع

compiles lists

تهیه لیست‌ها

compiles data sets

جمع‌آوری مجموعه‌ داده‌ها

compiles findings

جمع‌آوری یافته‌ها

compiles feedback

جمع‌آوری بازخورد

جملات نمونه

the software compiles the data into a comprehensive report.

نرم‌افزار داده‌ها را در یک گزارش جامع جمع‌آوری می‌کند.

she compiles a list of resources for her research project.

او فهرستی از منابع برای پروژه تحقیقاتی خود تهیه می‌کند.

the chef compiles a new menu every season.

سرآشپز هر فصل یک منوی جدید تهیه می‌کند.

the author compiles her notes into a book.

نویسنده یادداشت‌های خود را در یک کتاب جمع‌آوری می‌کند.

the team compiles statistics to analyze performance.

تیم آمارها را برای تجزیه و تحلیل عملکرد جمع‌آوری می‌کند.

the organization compiles annual reports for transparency.

سازمان گزارش‌های سالانه برای شفافیت تهیه می‌کند.

he compiles feedback from customers to improve services.

او بازخورد مشتریان را برای بهبود خدمات جمع‌آوری می‌کند.

the librarian compiles a catalog of new arrivals.

متصدی کتابخانه فهرستی از جدیدترین کتاب‌ها تهیه می‌کند.

she compiles her thoughts in a journal every night.

او هر شب افکار خود را در یک دفترچه یادداشت می‌نویسد.

the committee compiles recommendations for policy changes.

کمیته توصیه‌هایی برای تغییرات سیاست ارائه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید