compiles data
جمعآوری دادهها
compiles reports
تهیه گزارشها
compiles information
جمعآوری اطلاعات
compiles statistics
جمعآوری آمار
compiles results
تهیه نتایج
compiles resources
جمعآوری منابع
compiles lists
تهیه لیستها
compiles data sets
جمعآوری مجموعه دادهها
compiles findings
جمعآوری یافتهها
compiles feedback
جمعآوری بازخورد
the software compiles the data into a comprehensive report.
نرمافزار دادهها را در یک گزارش جامع جمعآوری میکند.
she compiles a list of resources for her research project.
او فهرستی از منابع برای پروژه تحقیقاتی خود تهیه میکند.
the chef compiles a new menu every season.
سرآشپز هر فصل یک منوی جدید تهیه میکند.
the author compiles her notes into a book.
نویسنده یادداشتهای خود را در یک کتاب جمعآوری میکند.
the team compiles statistics to analyze performance.
تیم آمارها را برای تجزیه و تحلیل عملکرد جمعآوری میکند.
the organization compiles annual reports for transparency.
سازمان گزارشهای سالانه برای شفافیت تهیه میکند.
he compiles feedback from customers to improve services.
او بازخورد مشتریان را برای بهبود خدمات جمعآوری میکند.
the librarian compiles a catalog of new arrivals.
متصدی کتابخانه فهرستی از جدیدترین کتابها تهیه میکند.
she compiles her thoughts in a journal every night.
او هر شب افکار خود را در یک دفترچه یادداشت مینویسد.
the committee compiles recommendations for policy changes.
کمیته توصیههایی برای تغییرات سیاست ارائه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید