forgets

[ایالات متحده]/fəˈɡɛts/
[بریتانیا]/fərˈɡɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به یاد نیاوردن; دیگر به چیزی فکر نکردن; انجام ندادن چیزی که قرار بود انجام شود

عبارات و ترکیب‌ها

forgets everything

هر چیزی را فراموش می‌کند

forgets names

نام‌ها را فراموش می‌کند

forgets details

جزئیات را فراموش می‌کند

forgets faces

چهره‌ها را فراموش می‌کند

forgets promises

قول‌ها را فراموش می‌کند

forgets time

زمان را فراموش می‌کند

forgets issues

مشکلات را فراموش می‌کند

forgets lessons

درس‌ها را فراموش می‌کند

forgets birthdays

تولدها را فراموش می‌کند

جملات نمونه

she often forgets to lock the door.

او اغلب فراموش می‌کند که در را قفل کند.

he forgets important dates like birthdays.

او تاریخ‌های مهم مانند تولدها را فراموش می‌کند.

sometimes, she forgets her keys at home.

گاهی اوقات، او کلیدهایش را در خانه فراموش می‌کند.

he forgets to take his medication regularly.

او فراموش می‌کند که داروهای خود را به طور منظم مصرف کند.

she forgets the names of people she just met.

او نام افرادی را که تازه ملاقات کرده فراموش می‌کند.

he forgets to reply to important emails.

او فراموش می‌کند به ایمیل‌های مهم پاسخ دهد.

sometimes, she forgets to bring her lunch.

گاهی اوقات، او فراموش می‌کند که ناهارش را با خود بیاورد.

he forgets to turn off the lights at night.

او فراموش می‌کند که شب‌ها چراغ‌ها را خاموش کند.

she forgets to water the plants regularly.

او فراموش می‌کند که به طور منظم به گیاهان آب دهد.

he forgets the passwords to his accounts.

او گذرواژه‌های حساب‌های خود را فراموش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید