formatives

[ایالات متحده]/ˈfɔːmətɪvz/
[بریتانیا]/ˈfɔrmətɪvz/

ترجمه

adj. شکل‌دهنده; شکل‌گیری; مربوط به تشکیل واژه
n. عناصر تشکیل واژه; واژه‌های تشکیل‌شده توسط عناصر واژه

عبارات و ترکیب‌ها

learning formatives

یادگیری ارزیابی تطبیقی

assessment formatives

ارزیابی تطبیقی

formatives feedback

بازخورد تطبیقی

formatives tools

ابزارهای تطبیقی

formatives strategies

استراتژی‌های تطبیقی

formatives activities

فعالیت‌های تطبیقی

formatives assessment

ارزیابی تطبیقی

formatives methods

روش‌های تطبیقی

formatives practices

روش‌های عملی تطبیقی

formatives criteria

معیارهای تطبیقی

جملات نمونه

formatives play a crucial role in language development.

واژدسازی‌ها نقش مهمی در توسعه زبان ایفا می‌کنند.

the teacher explained the concept of formatives to the students.

معلم مفهوم واژدسازی‌ها را برای دانش‌آموزان توضیح داد.

understanding formatives can improve your vocabulary.

درک واژدسازی‌ها می‌تواند به بهبود دایره لغات شما کمک کند.

he used various formatives to create new words.

او از انواع واژدسازی‌ها برای ساختن کلمات جدید استفاده کرد.

formatives can change the meaning of a word significantly.

واژدسازی‌ها می‌توانند معنای یک کلمه را به طور قابل توجهی تغییر دهند.

students often struggle with the concept of formatives.

دانش‌آموزان اغلب با مفهوم واژدسازی‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند.

in linguistics, formatives are essential for word formation.

در زبان‌شناسی، واژدسازی‌ها برای شکل‌گیری کلمات ضروری هستند.

the workshop focused on teaching formatives effectively.

کارگاه آموزشی بر آموزش مؤثر واژدسازی‌ها متمرکز بود.

formatives can be prefixes, suffixes, or roots.

واژدسازی‌ها می‌توانند پسوند، پیشوند یا ریشه باشند.

learning formatives can enhance your writing skills.

یادگیری واژدسازی‌ها می‌تواند مهارت‌های نوشتاری شما را تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید