formatted

[ایالات متحده]/fɔ:rmætid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به صورت خاصی ترتیب داده شده یا آماده شده.

عبارات و ترکیب‌ها

well-formatted

به خوبی فرمت شده

properly formatted

به درستی فرمت شده

formatted text

متن فرمت شده

جملات نمونه

-unformat formatted data recovery, to support more than 200G for big hard drive formatted data recovery.

بازیابی داده‌های فرمت شده بدون فرمت‌کردن، برای پشتیبانی از بیش از 200 گیگابایت برای بازیابی داده‌های فرمت شده هارد دیسک‌های بزرگ.

They formatted the conference so that each speaker had less than 15 minutes to deliver a paper.

آنها کنفرانس را به گونه‌ای فرمت کردند که هر سخنری کمتر از 15 دقیقه برای ارائه یک مقاله داشته باشد.

With thebuilt-in viewer, you can copy fragments of agraphic, plain and formatted text, PDF, HTML andothers files.

با استفاده از نمایشگر داخلی، می‌توانید قطعاتی از متن گرافیکی، ساده و فرمت شده، PDF، HTML و سایر فایل‌ها را کپی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید