fornicates

[ایالات متحده]/ˈfɔːnɪkeɪts/
[بریتانیا]/ˈfɔrnɪkeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در رابطه جنسی شرکت می‌کند، به ویژه به طور غیرقانونی

عبارات و ترکیب‌ها

he fornicates

او مقاربت می‌کند

she fornicates

او مقاربت می‌کند

they fornicates

آنها مقاربت می‌کنند

fornicates often

اغراق مقاربت می‌کند

fornicates secretly

به طور مخفیانه مقاربت می‌کند

fornicates openly

به طور آشکارا مقاربت می‌کند

fornicates frequently

اغراق مقاربت می‌کند

fornicates recklessly

به طور بی‌احتیاطانه مقاربت می‌کند

fornicates with abandon

با بی‌باکی مقاربت می‌کند

fornicates without remorse

بدون پشیمانی مقاربت می‌کند

جملات نمونه

he fornicates with his partner regularly.

او به طور منظم با شریک خود رابطه جنسی دارد.

they fornicates in secret to avoid judgment.

آنها به طور مخفیانه رابطه جنسی دارند تا از قضاوت دیگران اجتناب کنند.

they fornicates without any emotional attachment.

آنها بدون هیچ وابستگی عاطفی رابطه جنسی دارند.

some people fornicates purely for physical pleasure.

برخی افراد صرفاً برای لذت جنسی رابطه جنسی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید