forswore

[ایالات متحده]/fɔːˈsweə(r)/
[بریتانیا]/fɔːrˈswer/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تحت سوگند انصراف دادن، به طور قطعی رها کردن یا تحت سوگند انصراف دادن.

جملات نمونه

Some priests have to forswear marriage.

برخی از کشیش‌ها باید از ازدواج دست بکشند.

it is currently fashionable to forswear meat-eating in the interests of animal rights.

در حال حاضر، отказаться از خوردن گوشت به نفع حقوق حیوانات مد است.

You must tell the truth to the judge, because if you forswear yourself you could go to prison.

شما باید حقیقت را به قاضی بگویید، زیرا اگر خودتان را انکار کنید، ممکن است به زندان بروید.

28 For they either go mad with enjoyment, or prophesy lies, or live lawlessly or lightly forswear themselves.

28 زیرا آنها یا با لذت دیوانه می‌شوند، یا دروغ می‌گویند، یا بی‌قانونانه زندگی می‌کنند یا به راحتی خود را انکار می‌کنند.

to forswear a bad habit

ترک یک عادت بد

she had to forswear her allegiance to the group

او مجبور شد وفاداری خود را به گروه انکار کند.

he was forced to forswear his claim to the throne

او مجبور شد ادعای خود برای تاج و تخت را انکار کند.

to forswear all worldly possessions

انکار تمام دارایی‌های دنیوی

the witness decided to forswear his testimony

شهادتگر تصمیم گرفت شهادت خود را انکار کند.

she had to forswear her dreams of becoming an actress

او مجبور شد رویاهای خود برای تبدیل شدن به بازیگر را انکار کند.

to forswear a political party

انکار یک حزب سیاسی

the prisoner forswore any involvement in the crime

زندانی هرگونه دخالت در جرم را انکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید