fortify

[ایالات متحده]/ˈfɔːtɪfaɪ/
[بریتانیا]/ˈfɔːrtɪfaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تقویت کردن; افزایش دادن
vi. ساختن سازه‌های دفاعی

جملات نمونه

This country will fortify the coastal areas.

این کشور مناطق ساحلی را تقویت خواهد کرد.

surround with a stockade in order to fortify

احاطه کردن با حصار برای استحکام

The soldiers worked to fortify the castle walls.

سربازان برای استحکام دیوارهای قلعه تلاش کردند.

Eating a balanced diet can help fortify your immune system.

تغذیه متعادل می‌تواند به تقویت سیستم ایمنی شما کمک کند.

The company decided to fortify its cybersecurity measures.

شرکت تصمیم گرفت اقدامات امنیت سایبری خود را تقویت کند.

Drinking milk can help fortify your bones with calcium.

نوشیدن شیر می‌تواند به استحکام استخوان‌های شما با کلسیم کمک کند.

The city built a wall to fortify its defenses against invaders.

شهر برای محافظت از خود در برابر متجاوزان، دیواری ساخت تا دفاع خود را تقویت کند.

Adding extra layers of clothing can fortify you against the cold weather.

پوشیدن لایه‌های اضافی لباس می‌تواند شما را در برابر هوای سرد تقویت کند.

Regular exercise can help fortify your muscles and improve your overall health.

ورزش منظم می‌تواند به تقویت عضلات شما و بهبود سلامت کلی شما کمک کند.

The company decided to fortify its position in the market by expanding its product line.

شرکت تصمیم گرفت با گسترش خط تولید خود، جایگاه خود را در بازار تقویت کند.

The city council voted to allocate funds to fortify the infrastructure against natural disasters.

شورای شهر رای داد تا بودجه‌ای را برای تقویت زیرساخت‌ها در برابر بلایای طبیعی اختصاص دهد.

Studying regularly can fortify your knowledge and improve your academic performance.

مطالعه منظم می‌تواند دانش شما را تقویت کند و عملکرد تحصیلی شما را بهبود بخشد.

نمونه‌های واقعی

They were not rigging the election; they were fortifying it.

آنها انتخابات را تقلب نمی‌کردند؛ در حال تقویت آن بودند.

منبع: Time

This is a four square mile heavily fortified area of government buildings and international embassies.

این یک منطقه چهار کیلومتری با استحکامات فراوان شامل ساختمان‌های دولتی و سفارتخانه‌های بین‌المللی است.

منبع: CNN Selected May 2016 Collection

It was eventually fortified with concrete, armed guards, electric fences.

در نهایت با بتن، نگهبانان مسلح و نرده‌های الکتریکی تقویت شد.

منبع: CNN Listening Compilation November 2019

Poland stepped up its drive to modernize and fortify its defenses.

لهستان تلاش خود را برای نوسازی و تقویت دفاع خود افزایش داد.

منبع: VOA Daily Standard April 2018 Collection

Port is what you considered a fortified wine.

پورت، نوعی شراب تقویت‌شده است که شما در نظر داشتید.

منبع: Connection Magazine

Avila is one of the most fantastic fortified towns in europe.

آویلا یکی از شگفت‌انگیزترین شهرهای مستحکم در اروپا است.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

Third, fortifying the UN mission in South Sudan (UNMISS).

سوم، تقویت مأموریت سازمان ملل متحد در سودان جنوبی (UNMISS).

منبع: BBC Listening Collection July 2016

The mosque was located in a heavily fortified area.

مسجد در یک منطقه با استحکامات فراوان قرار داشت.

منبع: The Economist - Weekly News Highlights

The House has narrowly approved $1.9 billion to fortify the Capitol after the Jan.6 insurrection.

مجلس با رای اندک، 1.9 میلیارد دلار را برای تقویت ساختمان کنگره پس از شورش 6 ژانویه تصویب کرد.

منبع: AP Listening Collection May 2021

The others were fed an ordinary diet, not fortified with microbes.

سایرین با یک رژیم غذایی معمولی تغذیه شدند، نه اینکه با میکروارگانیسم‌ها تقویت شوند.

منبع: The Economist - Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید