fossorial

[ایالات متحده]/fɒˈsɔːrɪəl/
[بریتانیا]/fɑˈsɔrɪəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مناسب برای حفر؛ زیرزمینی

عبارات و ترکیب‌ها

fossorial animals

حیوانات کنده کن

fossorial behavior

رفتار کنده کن

fossorial adaptations

سازگاری های کنده کن

fossorial lifestyle

سبک زندگی کنده کن

fossorial species

گونه های کنده کن

fossorial mammals

پستانداران کنده کن

fossorial traits

ویژگی های کنده کن

fossorial burrows

گودال های کنده کن

fossorial ecology

اکولوژی کنده کن

جملات نمونه

many fossorial animals are adapted to life underground.

بسیاری از حیوانات حفر کننده برای زندگی در زیر زمین سازگار شده اند.

fossorial mammals often have strong forelimbs for digging.

پستانداران حفر کننده اغلب پنجه جلوی قوی برای کندن زمین دارند.

the fossorial lifestyle helps these creatures avoid predators.

سبک زندگی حفر کننده به این موجودات کمک می کند تا از شکارچیان اجتناب کنند.

some fossorial species can create extensive tunnel systems.

برخی از گونه های حفر کننده می توانند سیستم های تونلی گسترده ای ایجاد کنند.

fossorial adaptations include specialized body shapes.

سازگاری های حفر کننده شامل شکل های بدن تخصصی می شود.

many fossorial animals have reduced eyesight due to their underground habitats.

بسیاری از حیوانات حفر کننده به دلیل زیستگاه های زیرزمینی خود بینایی کمتری دارند.

the study of fossorial species reveals important ecological insights.

مطالعه گونه های حفر کننده بینش های مهمی در مورد اکولوژی آشکار می کند.

fossorial behavior can be observed in various rodent species.

می توان رفتار حفر کننده را در گونه های مختلف جوندگان مشاهده کرد.

conservation efforts often focus on fossorial habitats.

تلاش های حفاظتی اغلب بر روی زیستگاه های حفر کننده متمرکز است.

fossorial animals play a crucial role in soil aeration.

حیوانات حفر کننده نقش مهمی در هوادهی خاک ایفا می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید