foxberry

[ایالات متحده]/ˈfɒksbəri/
[بریتانیا]/ˈfɑːksˌbɛri/

ترجمه

n. نوعی توت از گیاهی که به عنوان توت روباه شناخته می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

foxberry jam

مربای فوکس‌بری

foxberry pie

پای فوکس‌بری

foxberry tea

چای فوکس‌بری

foxberry bush

بوته فوکس‌بری

foxberry sauce

سس فوکس‌بری

foxberry extract

عصاره فوکس‌بری

foxberry smoothie

اسموتی فوکس‌بری

foxberry salad

سالاد فوکس‌بری

foxberry flavor

طعم فوکس‌بری

foxberry harvest

برداشت فوکس‌بری

جملات نمونه

the foxberry bush is full of ripe fruit.

بوته شاه توت پر از میوه رسیده است.

she made a delicious pie using foxberries.

او یک پای خوشمزه با استفاده از شاه توت درست کرد.

foxberries are often found in the wild.

شاه توت اغلب در طبیعت یافت می شود.

he picked foxberries for his morning smoothie.

او شاه توت را برای اسموتی صبح خود جمع کرد.

foxberry jam is a popular treat in the region.

ژله شاه توت یک خوراکی محبوب در این منطقه است.

we spotted a foxberry patch during our hike.

ما در حین پیاده روی خود یک بوته شاه توت دیدیم.

foxberries can be used in various recipes.

می توان از شاه توت در دستور العمل های مختلف استفاده کرد.

she enjoys foraging for foxberries in the fall.

او از جمع آوری شاه توت در پاییز لذت می برد.

foxberry bushes attract many birds and wildlife.

بوته های شاه توت بسیاری از پرندگان و حیات وحش را جذب می کنند.

they planted a garden filled with foxberry plants.

آنها یک باغ پر از گیاهان شاه توت کاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید