foxtail

[ایالات متحده]/ˈfɒksteɪl/
[بریتانیا]/ˈfɑksteɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی چمن با خوشه‌های گل بلند و پرپشت؛ دم یک روباه
Word Forms
جمعfoxtails

عبارات و ترکیب‌ها

foxtail grass

چمن دم اسبی

foxtail millet

جواخت دم اسبی

foxtail fern

سرخس دم اسبی

foxtail lily

لاله دم اسبی

foxtail weed

نام علفی دم اسبی

foxtail flower

گل دم اسبی

foxtail seed

بذر دم اسبی

foxtail plume

پر دم اسبی

foxtail spike

ساقه دم اسبی

foxtail tail

دم اسبی

جملات نمونه

the foxtail grass swayed gently in the breeze.

چمن جو در نسیم به آرامی تاب می‌خورد.

we found a foxtail plant during our hike.

ما در حین پیاده‌روی خود یک گیاه جو پیدا کردیم.

foxtail is often seen in fields and meadows.

چمن جو اغلب در مزارع و مراتع دیده می‌شود.

the foxtail's unique shape makes it easily recognizable.

شکل منحصر به فرد چمن جو باعث می‌شود به راحتی قابل تشخیص باشد.

children love to play with foxtail seeds.

بچه‌ها عاشق بازی با دانه‌های چمن جو هستند.

farmers often consider foxtail a weed.

کشاورزان اغلب چمن جو را علف هرز در نظر می‌گیرند.

foxtail can spread quickly in the right conditions.

چمن جو می‌تواند در شرایط مناسب به سرعت گسترش یابد.

we used foxtail as a natural decoration for the event.

ما از چمن جو به عنوان یک دکوراسیون طبیعی برای رویداد استفاده کردیم.

many animals feed on foxtail during the summer.

بسیاری از حیوانات در تابستان از چمن جو تغذیه می‌کنند.

foxtail is known for its fluffy seed heads.

چمن جو به خاطر خوشه‌های دانه‌های پشمالویش شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید