foy

[ایالات متحده]/fɒɪ/
[بریتانیا]/fɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضیافت وداع؛ هدیه خداحافظی؛ هدیه وداع
Word Forms
جمعfoys

جملات نمونه

the foyer was absolutely heaving with people.

سردرگاه مملو از جمعیت بود.

the security people in the foyer were even more officious.

افراد امنیتی در سردرگاه حتی بیشتر از حد معمول سختگیر بودند.

he charged across the foyer, scattering people.

او با سرعت از سردرگاه عبور کرد و مردم را پراکنده نمود.

Smokey-grey painted walls and contrasting crisp white wainscoting and window moulding give modern edge to this traditional foyer space.

دیوارهای نقاشی شده خاکستری دود مانند و قرنیز و قاب پنجره سفید و درخشان، لبه مدرن این فضای سنتی سردرگاه را به نمایش می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید