frailnesses

[ایالات متحده]/ˈfreɪlnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfreɪlnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت ضعف یا لطافت

عبارات و ترکیب‌ها

frailnesses in life

آسیب‌پذیری‌های زندگی

acknowledge frailnesses

تصدیق آسیب‌پذیری‌ها

overcome frailnesses

غلبه بر آسیب‌پذیری‌ها

frailnesses of youth

آسیب‌پذیری‌های جوانی

recognize frailnesses

تشخیص آسیب‌پذیری‌ها

frailnesses of age

آسیب‌پذیری‌های پیری

embrace frailnesses

پذیرش آسیب‌پذیری‌ها

frailnesses in health

آسیب‌پذیری‌های سلامتی

frailnesses of character

آسیب‌پذیری‌های شخصیتی

understand frailnesses

درک آسیب‌پذیری‌ها

جملات نمونه

we must acknowledge our frailnesses to grow.

ما باید ضعف‌های خود را بپذیریم تا رشد کنیم.

his frailnesses were evident in his old age.

ضعف‌های او در دوران پیری‌اش آشکار بود.

she spoke about the frailnesses of human nature.

او در مورد ضعف‌های طبیعت انسان صحبت کرد.

understanding our frailnesses can lead to compassion.

درک از ضعف‌های ما می‌تواند منجر به شفقت شود.

his frailnesses did not stop him from achieving his dreams.

ضعف‌های او مانع از رسیدن به اهدافش نشد.

she often hides her frailnesses behind a strong facade.

او اغلب ضعف‌های خود را پشت یک نمای قوی پنهان می‌کند.

we should support each other in our frailnesses.

ما باید از یکدیگر در ضعف‌هایمان حمایت کنیم.

his frailnesses made him more relatable to others.

ضعف‌های او باعث شد که برای دیگران قابل‌همیاری بیشتری باشد.

recognizing our frailnesses is a sign of strength.

تشخیص ضعف‌های ما نشانه‌ای از قدرت است.

they discussed the frailnesses of their relationship openly.

آنها به طور آشکار در مورد ضعف‌های رابطه خود بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید