frailnesses in life
آسیبپذیریهای زندگی
acknowledge frailnesses
تصدیق آسیبپذیریها
overcome frailnesses
غلبه بر آسیبپذیریها
frailnesses of youth
آسیبپذیریهای جوانی
recognize frailnesses
تشخیص آسیبپذیریها
frailnesses of age
آسیبپذیریهای پیری
embrace frailnesses
پذیرش آسیبپذیریها
frailnesses in health
آسیبپذیریهای سلامتی
frailnesses of character
آسیبپذیریهای شخصیتی
understand frailnesses
درک آسیبپذیریها
we must acknowledge our frailnesses to grow.
ما باید ضعفهای خود را بپذیریم تا رشد کنیم.
his frailnesses were evident in his old age.
ضعفهای او در دوران پیریاش آشکار بود.
she spoke about the frailnesses of human nature.
او در مورد ضعفهای طبیعت انسان صحبت کرد.
understanding our frailnesses can lead to compassion.
درک از ضعفهای ما میتواند منجر به شفقت شود.
his frailnesses did not stop him from achieving his dreams.
ضعفهای او مانع از رسیدن به اهدافش نشد.
she often hides her frailnesses behind a strong facade.
او اغلب ضعفهای خود را پشت یک نمای قوی پنهان میکند.
we should support each other in our frailnesses.
ما باید از یکدیگر در ضعفهایمان حمایت کنیم.
his frailnesses made him more relatable to others.
ضعفهای او باعث شد که برای دیگران قابلهمیاری بیشتری باشد.
recognizing our frailnesses is a sign of strength.
تشخیص ضعفهای ما نشانهای از قدرت است.
they discussed the frailnesses of their relationship openly.
آنها به طور آشکار در مورد ضعفهای رابطه خود بحث کردند.
frailnesses in life
آسیبپذیریهای زندگی
acknowledge frailnesses
تصدیق آسیبپذیریها
overcome frailnesses
غلبه بر آسیبپذیریها
frailnesses of youth
آسیبپذیریهای جوانی
recognize frailnesses
تشخیص آسیبپذیریها
frailnesses of age
آسیبپذیریهای پیری
embrace frailnesses
پذیرش آسیبپذیریها
frailnesses in health
آسیبپذیریهای سلامتی
frailnesses of character
آسیبپذیریهای شخصیتی
understand frailnesses
درک آسیبپذیریها
we must acknowledge our frailnesses to grow.
ما باید ضعفهای خود را بپذیریم تا رشد کنیم.
his frailnesses were evident in his old age.
ضعفهای او در دوران پیریاش آشکار بود.
she spoke about the frailnesses of human nature.
او در مورد ضعفهای طبیعت انسان صحبت کرد.
understanding our frailnesses can lead to compassion.
درک از ضعفهای ما میتواند منجر به شفقت شود.
his frailnesses did not stop him from achieving his dreams.
ضعفهای او مانع از رسیدن به اهدافش نشد.
she often hides her frailnesses behind a strong facade.
او اغلب ضعفهای خود را پشت یک نمای قوی پنهان میکند.
we should support each other in our frailnesses.
ما باید از یکدیگر در ضعفهایمان حمایت کنیم.
his frailnesses made him more relatable to others.
ضعفهای او باعث شد که برای دیگران قابلهمیاری بیشتری باشد.
recognizing our frailnesses is a sign of strength.
تشخیص ضعفهای ما نشانهای از قدرت است.
they discussed the frailnesses of their relationship openly.
آنها به طور آشکار در مورد ضعفهای رابطه خود بحث کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید