fraises

[ایالات متحده]/freɪz/
[بریتانیا]/freɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مانع; مته چنگکی

عبارات و ترکیب‌ها

fraise cake

کیک فراوله

fraise tart

تارت فراوله

fraise jam

ژله فراوله

fraise smoothie

اسموتی فراوله

fraise salad

سالاد فراوله

fraise sauce

سس فراوله

fraise dessert

دسر فراوله

fraise pie

پای فراوله

fraise puree

پوره فراوله

fraise sorbet

شربت فراوله

جملات نمونه

we need to fraise the garden before planting.

ما باید باغ را قبل از کاشتن آماده کنیم.

she loves to fraise the strawberries for dessert.

او عاشق آماده کردن توت فرنگی برای دسر است.

he learned how to fraise the meat properly.

او یاد گرفت که چگونه گوشت را به درستی آماده کند.

before cooking, remember to fraise the vegetables.

قبل از پختن، به یاد داشته باشید سبزیجات را آماده کنید.

they decided to fraise the area for better drainage.

آنها تصمیم گرفتند منطقه را برای زهکشی بهتر آماده کنند.

fraise the dough until it is smooth.

خمیر را تا زمانی که صاف شود، آماده کنید.

it’s important to fraise the soil before planting seeds.

قبل از کاشتن بذرها، آماده کردن خاک مهم است.

she will fraise the chicken with spices for flavor.

او مرغ را با ادویه جات برای طعم آماده خواهد کرد.

fraise the potatoes before boiling them.

قبل از آب پز کردن، سیب زمینی ها را آماده کنید.

he plans to fraise the lawn this weekend.

او قصد دارد این آخر هفته چمن را آماده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید