franker

[ایالات متحده]/ˈfræŋkə/
[بریتانیا]/ˈfræŋkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صریح‌تر؛ بازتر و صادق‌تر در بیان

عبارات و ترکیب‌ها

franker discussion

بحث فرینکر

franker opinion

نظر فرینکر

franker approach

رویکرد فرینکر

franker conversation

گفتگوی فرینکر

franker feedback

بازخورد فرینکر

franker response

پاسخ فرینکر

franker attitude

نگاه فرینکر

franker exchange

تبادل فرینکر

franker statement

اظهار نظر فرینکر

franker view

دیدگاه فرینکر

جملات نمونه

she was franker than anyone else in the meeting.

او از هر كس دیگری در جلسه رک‌تر بود.

his franker approach helped resolve the issue quickly.

رویکرد رک‌تر او به حل سریع مشکل کمک کرد.

being franker about your feelings can strengthen relationships.

رک بودن در مورد احساساتتان می‌تواند روابط را تقویت کند.

she appreciated his franker feedback on her performance.

او از بازخورد رک‌تر او در مورد عملکردش قدردانی کرد.

in a franker conversation, they addressed their concerns.

در یک گفتگوی رک‌تر، آنها به نگرانی‌های خود پرداختند.

his franker opinions often sparked lively debates.

دیدگاه‌های رک‌تر او اغلب بحث‌های پر جنب و جوشی را برانگیخت.

she felt that being franker would help clear the air.

او احساس کرد که رک‌تر بودن به رفع کدورت‌ها کمک می‌کند.

they had a franker discussion about their future together.

آنها در مورد آینده خود با یکدیگر یک بحث رک‌تر داشتند.

his franker demeanor made others feel at ease.

حالت رک‌تر او باعث می‌شد دیگران احساس آرامش کنند.

being franker with clients can improve trust.

رک بودن با مشتریان می‌تواند اعتماد را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید