| صفت تفضیلی | frater |
frate bond
پیوند برادری
frate love
عشق برادری
frate support
حمایت برادری
frate relationship
رابطه برادری
frate loyalty
وفاداری برادری
frate connection
ارتباط برادری
frate spirit
روح برادری
fratehood bond
پیوند برادری
frate time
زمان برادری
frate advice
مشورت برادری
he has a frate who lives in italy.
او یک برادر دارد که در ایتالیا زندگی می کند.
my frate is always there to support me.
برادر من همیشه برای حمایت از من آنجا حضور دارد.
they are frate and sister, sharing everything.
آنها خواهر و برادر هستند و همه چیز را با هم به اشتراک می گذارند.
he treats his frate like a best friend.
او با برادرش مثل بهترین دوست رفتار می کند.
we spent the weekend at my frate's house.
ما آخر هفته را در خانه برادر من گذراندیم.
my frate loves playing soccer on weekends.
برادر من عاشق بازی فوتبال آخر هفته است.
he confided in his frate about his problems.
او در مورد مشکلاتش با برادرش صحبت کرد.
they often go hiking together, as frate and frate.
آنها اغلب با هم به پیاده روی می روند، به عنوان خواهر و برادر.
my frate and i have a special bond.
من و برادرم پیوند خاصی داریم.
he always looks out for his younger frate.
او همیشه از برادر کوچکترش مراقبت می کند.
frate bond
پیوند برادری
frate love
عشق برادری
frate support
حمایت برادری
frate relationship
رابطه برادری
frate loyalty
وفاداری برادری
frate connection
ارتباط برادری
frate spirit
روح برادری
fratehood bond
پیوند برادری
frate time
زمان برادری
frate advice
مشورت برادری
he has a frate who lives in italy.
او یک برادر دارد که در ایتالیا زندگی می کند.
my frate is always there to support me.
برادر من همیشه برای حمایت از من آنجا حضور دارد.
they are frate and sister, sharing everything.
آنها خواهر و برادر هستند و همه چیز را با هم به اشتراک می گذارند.
he treats his frate like a best friend.
او با برادرش مثل بهترین دوست رفتار می کند.
we spent the weekend at my frate's house.
ما آخر هفته را در خانه برادر من گذراندیم.
my frate loves playing soccer on weekends.
برادر من عاشق بازی فوتبال آخر هفته است.
he confided in his frate about his problems.
او در مورد مشکلاتش با برادرش صحبت کرد.
they often go hiking together, as frate and frate.
آنها اغلب با هم به پیاده روی می روند، به عنوان خواهر و برادر.
my frate and i have a special bond.
من و برادرم پیوند خاصی داریم.
he always looks out for his younger frate.
او همیشه از برادر کوچکترش مراقبت می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید