frater

[ایالات متحده]/ˈfreɪtə/
[بریتانیا]/ˈfreɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برادر؛ عضو هم‌پیمان

عبارات و ترکیب‌ها

fraternal bond

پیوند برادری

fraternal love

محبت برادری

fraternal order

تشکیلات برادری

fraternal organization

سازمان برادری

fraternal spirit

روحیه برادری

fraternal greeting

سلام برادری

fraternal relations

روابط برادری

fraternal support

حمایت برادری

fraternal ties

پیوندهای برادری

fraternal assistance

کمک برادری

جملات نمونه

my frater is always there for me.

برادر من همیشه در کنار من است.

we share a strong frater bond.

ما یک پیوند قوی برادری با هم داریم.

he treats me like a frater.

او با من مثل یک برادر رفتار می‌کند.

our frater group meets every weekend.

گروه برادری ما هر آخر هفته ملاقات می‌کند.

frater relationships are important in life.

روابط برادری در زندگی مهم هستند.

i consider him my frater for life.

من او را برای همیشه برادر خودم می‌دانم.

we have a fraterly competition every year.

ما هر سال یک مسابقه برادری داریم.

he gave me fraterly advice when i needed it.

وقتی به آن نیاز داشتم، او به من مشورت برادری داد.

our frater spirit keeps us united.

روح برادری ما ما را متحد نگه می‌دارد.

frater love is unconditional and strong.

عشق برادری بی قید و شرط و قوی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید