fratricide

[ایالات متحده]/ˈfrætrɪsaɪd/
[بریتانیا]/ˈfrætrɪˌsaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کشتن برادر خود; کسی که برادرش را می‌کشد

عبارات و ترکیب‌ها

fratricide conflict

درگیری برادرکشی

fratricide incident

واقعه برادرکشی

fratricide act

عمل برادرکشی

fratricide situation

وضعیت برادرکشی

fratricide risk

خطر برادرکشی

fratricide case

موارد برادرکشی

fratricide war

جنگ برادرکشی

fratricide theory

تئوری برادرکشی

fratricide dynamics

پویایی برادرکشی

fratricide behavior

رفتار برادرکشی

جملات نمونه

fratricide is often a tragic outcome of family disputes.

قتل‌عام خویشان اغلب نتیجه‌ای غم‌انگیز از اختلافات خانوادگی است.

the novel explores themes of fratricide and betrayal.

رمان به بررسی موضوعات قتل‌عام خویشان و خیانت می‌پردازد.

fratricide can lead to deep psychological scars.

قتل‌عام خویشان می‌تواند منجر به زخم‌های عمیق روانی شود.

in history, fratricide has often occurred during power struggles.

در طول تاریخ، قتل‌عام خویشان اغلب در زمان کشمکش‌های قدرت رخ داده است.

the film depicts a story of fratricide set in a dystopian future.

فیلم داستان قتل‌عام خویشانی را به تصویر می‌کشد که در یک آینده دیستوپیایی اتفاق می‌افتد.

fratricide is a theme that resonates in many cultures.

قتل‌عام خویشان موضوعی است که در بسیاری از فرهنگ‌ها بازتاب می‌یابد.

he was haunted by the memory of fratricide during the war.

او به خاطر خاطره قتل‌عام خویشان در طول جنگ آزار داده می‌شد.

fratricide can sometimes be a result of jealousy.

قتل‌عام خویشان گاهی اوقات می‌تواند نتیجه حسادت باشد.

the play addresses the issue of fratricide in a metaphorical sense.

نمایش به مسئله قتل‌عام خویشان به صورت استعاری می‌پردازد.

understanding the causes of fratricide can help prevent it.

درک علل قتل‌عام خویشان می‌تواند به جلوگیری از آن کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید