slaying

[ایالات متحده]/'sleiiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کشتن [فرم فعل -ing]

عبارات و ترکیب‌ها

slaying the dragon

کشتن اژدها

slaying the enemy

کشتن دشمن

slaying the competition

غلبه بر رقابت

slaying the beast

کشتن هیولا

جملات نمونه

The man mimed the slaying of an enemy.

مرد در حال میمیک کردن قتل یک دشمن بود.

The fashion blogger is slaying the latest trends on social media.

فشن بلاگر در حال از بین بردن آخرین روندها در رسانه های اجتماعی است.

The pop star is slaying the charts with her new album.

ستاره پاپ با آلبوم جدیدش در حال از بین بردن نمودارها است.

The actress is slaying her role in the new movie.

بازیگر زن در حال از بین بردن نقش خود در فیلم جدید است.

The chef is slaying the competition with his innovative dishes.

سرآشپز با غذاهای نوآورانه خود در حال از بین بردن رقابت است.

The athlete is slaying the game with her exceptional skills.

ورزشکار با مهارت های استثنایی خود در حال از بین بردن بازی است.

The artist is slaying the art scene with his unique style.

هنرمند با سبک منحصر به فرد خود در حال از بین بردن صحنه هنر است.

The dancer is slaying the stage with her mesmerizing performance.

رقصنده با اجرای مسحربه‌اش در حال از بین بردن صحنه است.

The writer is slaying the literary world with her bestselling novels.

نویسنده با رمان های پرفروش خود در حال از بین بردن دنیای ادبیات است.

The entrepreneur is slaying the business world with his innovative ideas.

کارآفرین با ایده های نوآورانه خود در حال از بین بردن دنیای کسب و کار است.

The influencer is slaying the social media game with her engaging content.

اینفلوئنسر با محتوای جذاب خود در حال از بین بردن بازی رسانه های اجتماعی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید