frau

[ایالات متحده]/frau/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خانم، یک زن متأهل.
Word Forms
جمعfraus

عبارات و ترکیب‌ها

young frau

خانم جوان

married frau

خانم متاهل

respected frau

خانم محترم

جملات نمونه

the frau of the house

خانم خانه

the frau's cooking skills

مهارت‌های آشپزی خانم

a frau with good taste

خانمی با ذوق خوب

a frau in charge

خانمی که مسئول است

a frau with a warm smile

خانمی با لبخند گرم

the frau's elegant attire

لباس‌های شیک خانم

a frau who loves gardening

خانمی که عاشق باغبانی است

a frau with a strong personality

خانمی با شخصیتی قوی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید