freeings

[ایالات متحده]/ˈfriːɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfriːɪŋz/

ترجمه

v. عمل رها کردن یا آزاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

freeings available

در دسترس بودن رهاسازی‌ها

freeings offered

ارائه رهاسازی‌ها

freeings included

شامل رهاسازی‌ها

freeings granted

اعطای رهاسازی‌ها

freeings provided

ارائه شده رهاسازی‌ها

freeings required

الزامی بودن رهاسازی‌ها

freeings achieved

به دست آوردن رهاسازی‌ها

freeings requested

درخواست رهاسازی‌ها

freeings released

آزاد شده رهاسازی‌ها

freeings confirmed

تایید رهاسازی‌ها

جملات نمونه

freeings can lead to a sense of liberation.

آزادی‌ها می‌توانند منجر به احساس رهایی شوند.

he found freeings in his creative work.

او آزادی را در کار خلاقانه خود یافت.

freeings often come after difficult times.

آزادی‌ها اغلب پس از زمان‌های دشوار رخ می‌دهند.

she felt freeings when she moved to a new city.

او وقتی به یک شهر جدید نقل مکان کرد، احساس آزادی کرد.

freeings can inspire others to take action.

آزادی‌ها می‌توانند دیگران را به اقدام تشویق کنند.

he experienced freeings during his travels.

او در طول سفر خود، آزادی را تجربه کرد.

freeings are essential for personal growth.

آزادی‌ها برای رشد شخصی ضروری هستند.

she spoke about the freeings she felt after quitting her job.

او در مورد آزادی‌هایی که پس از ترک شغلش احساس کرد صحبت کرد.

finding freeings in everyday life can be transformative.

یافتن آزادی در زندگی روزمره می‌تواند دگرگون کننده باشد.

freeings allow us to explore new possibilities.

آزادی‌ها به ما اجازه می‌دهند تا امکانات جدید را کشف کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید