freelanced work
کار آزاد
freelanced projects
پروژههای آزاد
freelanced services
خدمات آزاد
freelanced jobs
مشاغل آزاد
freelanced writing
نویسندگی آزاد
freelanced design
طراحی آزاد
freelanced consulting
مشاوره آزاد
freelanced marketing
بازاریابی آزاد
freelanced photography
عکاسی آزاد
freelanced editing
ویرایش آزاد
i freelanced for several companies last year.
من سال گذشته برای چندین شرکت به صورت آزادکاری انجام دادم.
she has freelanced as a graphic designer.
او به عنوان یک طراح گرافیک به صورت آزادکاری انجام داده است.
he freelanced while studying at university.
او در حالی که در دانشگاه تحصیل میکرد، به صورت آزادکاری کار میکرد.
many writers choose to freelanced for flexibility.
بسیاری از نویسندگان به دلیل انعطافپذیری ترجیح میدهند به صورت آزادکاری کار کنند.
freelanced work can be unpredictable but rewarding.
آزادکاری میتواند غیرقابل پیشبینی اما پاداشدهنده باشد.
he has freelanced in various fields over the years.
او در طول سالها در زمینههای مختلف به صورت آزادکاری کار کرده است.
she prefers to freelanced rather than work in an office.
او ترجیح میدهد به جای کار در دفتر به صورت آزادکاری کار کند.
freelanced projects often require self-discipline.
پروژههای آزادکاری اغلب نیاز به خودانضباطی دارند.
they found success after they freelanced for a year.
آنها پس از یک سال آزادکاری به موفقیت رسیدند.
freelanced work
کار آزاد
freelanced projects
پروژههای آزاد
freelanced services
خدمات آزاد
freelanced jobs
مشاغل آزاد
freelanced writing
نویسندگی آزاد
freelanced design
طراحی آزاد
freelanced consulting
مشاوره آزاد
freelanced marketing
بازاریابی آزاد
freelanced photography
عکاسی آزاد
freelanced editing
ویرایش آزاد
i freelanced for several companies last year.
من سال گذشته برای چندین شرکت به صورت آزادکاری انجام دادم.
she has freelanced as a graphic designer.
او به عنوان یک طراح گرافیک به صورت آزادکاری انجام داده است.
he freelanced while studying at university.
او در حالی که در دانشگاه تحصیل میکرد، به صورت آزادکاری کار میکرد.
many writers choose to freelanced for flexibility.
بسیاری از نویسندگان به دلیل انعطافپذیری ترجیح میدهند به صورت آزادکاری کار کنند.
freelanced work can be unpredictable but rewarding.
آزادکاری میتواند غیرقابل پیشبینی اما پاداشدهنده باشد.
he has freelanced in various fields over the years.
او در طول سالها در زمینههای مختلف به صورت آزادکاری کار کرده است.
she prefers to freelanced rather than work in an office.
او ترجیح میدهد به جای کار در دفتر به صورت آزادکاری کار کند.
freelanced projects often require self-discipline.
پروژههای آزادکاری اغلب نیاز به خودانضباطی دارند.
they found success after they freelanced for a year.
آنها پس از یک سال آزادکاری به موفقیت رسیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید