freerider problem
مشکل راننده آزاد
the freerider
راننده آزاد
freeriders
رانندگان آزاد
freerider effect
اثر راننده آزاد
stop freerider
توقف راننده آزاد
freerider mentality
ذهنیت راننده آزاد
no freeriders
هیچ راننده آزادی
against freeriders
بر علیه رانندگان آزاد
freerider behavior
رفتار راننده آزاد
the freerider problem affects many public goods.
مشکل فری رایدر بسیاری از کالاهای عمومی را تحت تأثیر قرار میدهد.
some countries act as freeriders in international climate agreements.
بعضی کشورها در معاهدات آب و هوای بینالملل به عنوان فری رایدر عمل میکنند.
we need to prevent freeriders from exploiting the system.
ما نیاز داریم تا از فری رایدرها جلوگیری کنیم تا سیستم را بهرهبرداری کنند.
he's been a freerider on his friends' generosity for years.
او به مدت سالها از لطف دوستانش به عنوان یک فری رایدر استفاده کرده است.
the tax freerider avoids paying his fair share.
فری رایدر مالیاتی از پرداخت نسخه عادلانه خود جلوگیری میکند.
without proper enforcement, you'll always have freeriders.
بدون اجرای مناسب، همیشه فری رایدرها وجود خواهند داشت.
the freerider effect can undermine collective efforts.
اثر فری رایدر میتواند تلاشهای جمعی را زیر پا بگیرد.
don't be a freerider; contribute your part.
در فری رایدر باشید؛ قسمت خود را ارائه دهید.
companies sometimes become freeriders in research and development.
شرکتها گاهی در تحقیق و توسعه به عنوان فری رایدر میشوند.
the government is trying to crack down on welfare freeriders.
دولت در حال تلاش برای محدود کردن فری رایدرهای کمکهای اجتماعی است.
in group projects, there's always someone who becomes a freerider.
در پروژههای گروهی، همیشه کسی وجود دارد که به عنوان فری رایدر میشود.
the university has a policy against freeriders in group work.
دانشگاه قانونی علیه فری رایدرها در کار گروهی دارد.
freerider problem
مشکل راننده آزاد
the freerider
راننده آزاد
freeriders
رانندگان آزاد
freerider effect
اثر راننده آزاد
stop freerider
توقف راننده آزاد
freerider mentality
ذهنیت راننده آزاد
no freeriders
هیچ راننده آزادی
against freeriders
بر علیه رانندگان آزاد
freerider behavior
رفتار راننده آزاد
the freerider problem affects many public goods.
مشکل فری رایدر بسیاری از کالاهای عمومی را تحت تأثیر قرار میدهد.
some countries act as freeriders in international climate agreements.
بعضی کشورها در معاهدات آب و هوای بینالملل به عنوان فری رایدر عمل میکنند.
we need to prevent freeriders from exploiting the system.
ما نیاز داریم تا از فری رایدرها جلوگیری کنیم تا سیستم را بهرهبرداری کنند.
he's been a freerider on his friends' generosity for years.
او به مدت سالها از لطف دوستانش به عنوان یک فری رایدر استفاده کرده است.
the tax freerider avoids paying his fair share.
فری رایدر مالیاتی از پرداخت نسخه عادلانه خود جلوگیری میکند.
without proper enforcement, you'll always have freeriders.
بدون اجرای مناسب، همیشه فری رایدرها وجود خواهند داشت.
the freerider effect can undermine collective efforts.
اثر فری رایدر میتواند تلاشهای جمعی را زیر پا بگیرد.
don't be a freerider; contribute your part.
در فری رایدر باشید؛ قسمت خود را ارائه دهید.
companies sometimes become freeriders in research and development.
شرکتها گاهی در تحقیق و توسعه به عنوان فری رایدر میشوند.
the government is trying to crack down on welfare freeriders.
دولت در حال تلاش برای محدود کردن فری رایدرهای کمکهای اجتماعی است.
in group projects, there's always someone who becomes a freerider.
در پروژههای گروهی، همیشه کسی وجود دارد که به عنوان فری رایدر میشود.
the university has a policy against freeriders in group work.
دانشگاه قانونی علیه فری رایدرها در کار گروهی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید