freerider

[US]/ˌfriːˈraɪdə(r)/
[UK]/ˌfriːˈraɪdər/
Frequency: Very High

Translation

n. کسی که از یک کالای عمومی بهره می‌برد بدون اینکه هزینه‌ای را پرداخته باشد؛ یک کشور که از درجه یک معافیت لذت می‌برد بدون اینکه معافیت‌های متناسبی ارائه دهد؛ کارگر غیر اتحادی که از فعالیت‌های اتحادی بهره می‌برد؛ کسی که از یک مزیت بهره می‌برد بدون اینکه برای آن پرداخت یا خطر مرتبط با آن را تحمل کند.

Phrases & Collocations

freerider problem

مشکل راننده آزاد

the freerider

راننده آزاد

freeriders

رانندگان آزاد

freerider effect

اثر راننده آزاد

stop freerider

توقف راننده آزاد

freerider mentality

ذهنیت راننده آزاد

no freeriders

هیچ راننده آزادی

against freeriders

بر علیه رانندگان آزاد

freerider behavior

رفتار راننده آزاد

Example Sentences

the freerider problem affects many public goods.

مشکل فری رایدر بسیاری از کالاهای عمومی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

some countries act as freeriders in international climate agreements.

بعضی کشورها در معاهدات آب و هوای بین‌الملل به عنوان فری رایدر عمل می‌کنند.

we need to prevent freeriders from exploiting the system.

ما نیاز داریم تا از فری رایدرها جلوگیری کنیم تا سیستم را بهره‌برداری کنند.

he's been a freerider on his friends' generosity for years.

او به مدت سال‌ها از لطف دوستانش به عنوان یک فری رایدر استفاده کرده است.

the tax freerider avoids paying his fair share.

فری رایدر مالیاتی از پرداخت نسخه عادلانه خود جلوگیری می‌کند.

without proper enforcement, you'll always have freeriders.

بدون اجرای مناسب، همیشه فری رایدرها وجود خواهند داشت.

the freerider effect can undermine collective efforts.

اثر فری رایدر می‌تواند تلاش‌های جمعی را زیر پا بگیرد.

don't be a freerider; contribute your part.

در فری رایدر باشید؛ قسمت خود را ارائه دهید.

companies sometimes become freeriders in research and development.

شرکت‌ها گاهی در تحقیق و توسعه به عنوان فری رایدر می‌شوند.

the government is trying to crack down on welfare freeriders.

دولت در حال تلاش برای محدود کردن فری رایدرهای کمک‌های اجتماعی است.

in group projects, there's always someone who becomes a freerider.

در پروژه‌های گروهی، همیشه کسی وجود دارد که به عنوان فری رایدر می‌شود.

the university has a policy against freeriders in group work.

دانشگاه قانونی علیه فری رایدرها در کار گروهی دارد.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now