freesias

[ایالات متحده]/ˈfriːziəz/
[بریتانیا]/ˈfriːziəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم فریسیا، نوعی گیاه گلدار

عبارات و ترکیب‌ها

freesias bouquet

باقة فریزیه

freesias arrangement

چیدمان فریزیه

freesias garden

باغ فریزیه

freesias fragrance

عطر فریزیه

freesias in bloom

فریزیه در شکوفه

freesias for sale

فریزیه برای فروش

freesias delivery

ارسال فریزیه

freesias seeds

بذر فریزیه

freesias colors

رنگ های فریزیه

freesias care

مراقبت از فریزیه

جملات نمونه

she arranged a bouquet of freesias for the wedding.

او دسته گل فریزیایى را برای عروسى چید.

freesias are known for their sweet fragrance.

فریزیای‌ها به خاطر عطر شیرینشان معروف هستند.

he surprised her with freesias on her birthday.

او را با فریزیای‌ها در روز تولدش غافلگیر کرد.

freesias bloom in a variety of colors.

فریزیای‌ها در رنگ‌های متنوعی شکوفا می‌شوند.

she loves to plant freesias in her garden.

او عاشق کاشتن فریزیای‌ها در باغش است.

freesias are often used in floral arrangements.

فریزیای‌ها اغلب در چیدمان گل استفاده می‌شوند.

the scent of freesias filled the room.

عطر فریزیای‌ها اتاق را پر کرد.

they chose freesias as the theme for their event.

آنها فریزیای‌ها را به عنوان موضوع رویداد خود انتخاب کردند.

freesias symbolize friendship and trust.

فریزیای‌ها نماد دوستی و اعتماد هستند.

she painted a still life featuring freesias.

او یک طبیعت بی‌جان با فریزیای‌ها نقاشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید