| جمع | freetails |
freetail bat
مژهپرواز
freetail bats
مژهپروازها
freetailed
مژهپرواز
freetailing
مژهپرواز کردن
the freetail
مژهپرواز
freetail colony
کلونی مژهپرواز
freetail dart
پرتاب مژهپرواز
freetail sweep
پرتاب مژهپرواز
freetail swoop
پرتاب مژهپرواز
freetail flutter
پرتاب مژهپرواز
the freetail platform revolutionized online shopping.
پلتفرم فرِتیل باعث انقلاب در خرید آنلاین شد.
our freetail service delivers packages within hours.
سرویس فرِتیل ما بستهها را در چند ساعت تحویل میدهد.
startups are adopting freetail technology for growth.
شرکتهای نوپا فناوری فرِتیل را برای رشد خود به کار میگیرند.
the fretail policy allows employees to work anywhere.
سیاست فرِتیل به کارمندان اجازه میدهد هر جا کار کنند.
they launched a freetail campaign to reach more customers.
آنها یک مهلگاه فرِتیل راه اندازی کردند تا بتوانند مشتریان بیشتری را جذب کنند.
our freetail network spans across fifty countries.
شبکه فرِتیل ما در پنجاه کشور گسترده است.
the freetail philosophy emphasizes flexibility over rules.
فیلسفه فرِتیل بر روی انعطافپذیری نسبت به قوانین تاکید دارد.
many businesses now use freetail strategies for success.
بسیاری از کسب و کارها امروزه استراتژیهای فرِتیل را برای موفقیت خود به کار میگیرند.
the freetail movement has transformed modern society.
حرکت فرِتیل جامعه مدرن را تغییر داد.
developers created a new freetail system for users.
توسعهدهندگان یک سیستم جدید فرِتیل برای کاربران ایجاد کردند.
freetail innovation drives the tech industry forward.
نوآوریهای فرِتیل صنعت فناوری را به جلو میبرد.
students learn freetail principles in business schools.
دانشجویان اصول فرِتیل را در مدارس اقتصادی یاد میگیرند.
the freetail model offers more freedom than traditional ones.
مدل فرِتیل آزادی بیشتری نسبت به مدلهای سنتی ارائه میدهد.
freetail bat
مژهپرواز
freetail bats
مژهپروازها
freetailed
مژهپرواز
freetailing
مژهپرواز کردن
the freetail
مژهپرواز
freetail colony
کلونی مژهپرواز
freetail dart
پرتاب مژهپرواز
freetail sweep
پرتاب مژهپرواز
freetail swoop
پرتاب مژهپرواز
freetail flutter
پرتاب مژهپرواز
the freetail platform revolutionized online shopping.
پلتفرم فرِتیل باعث انقلاب در خرید آنلاین شد.
our freetail service delivers packages within hours.
سرویس فرِتیل ما بستهها را در چند ساعت تحویل میدهد.
startups are adopting freetail technology for growth.
شرکتهای نوپا فناوری فرِتیل را برای رشد خود به کار میگیرند.
the fretail policy allows employees to work anywhere.
سیاست فرِتیل به کارمندان اجازه میدهد هر جا کار کنند.
they launched a freetail campaign to reach more customers.
آنها یک مهلگاه فرِتیل راه اندازی کردند تا بتوانند مشتریان بیشتری را جذب کنند.
our freetail network spans across fifty countries.
شبکه فرِتیل ما در پنجاه کشور گسترده است.
the freetail philosophy emphasizes flexibility over rules.
فیلسفه فرِتیل بر روی انعطافپذیری نسبت به قوانین تاکید دارد.
many businesses now use freetail strategies for success.
بسیاری از کسب و کارها امروزه استراتژیهای فرِتیل را برای موفقیت خود به کار میگیرند.
the freetail movement has transformed modern society.
حرکت فرِتیل جامعه مدرن را تغییر داد.
developers created a new freetail system for users.
توسعهدهندگان یک سیستم جدید فرِتیل برای کاربران ایجاد کردند.
freetail innovation drives the tech industry forward.
نوآوریهای فرِتیل صنعت فناوری را به جلو میبرد.
students learn freetail principles in business schools.
دانشجویان اصول فرِتیل را در مدارس اقتصادی یاد میگیرند.
the freetail model offers more freedom than traditional ones.
مدل فرِتیل آزادی بیشتری نسبت به مدلهای سنتی ارائه میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید