freeways

[ایالات متحده]/ˈfriːweɪz/
[بریتانیا]/ˈfriːweɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بزرگراه‌های پرسرعت یا بزرگراه‌های سریع; خطوط سریع (جمع فرم بزرگراه)

عبارات و ترکیب‌ها

open freeways

جاده‌های آزاد

busy freeways

جاده‌های پرتردد

local freeways

جاده‌های محلی

major freeways

جاده‌های اصلی

nearby freeways

جاده‌های نزدیک

interstate freeways

جاده‌های بین ایالتی

connecting freeways

جاده‌های اتصال دهنده

detour freeways

جاده‌های انحرافی

accessible freeways

جاده‌های قابل دسترس

toll freeways

جاده‌های عوارضی

جملات نمونه

many people prefer to travel on freeways to save time.

بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند برای صرفه‌جویی در وقت، از بزرگراه‌ها سفر کنند.

freeways are often congested during rush hour.

بزرگراه‌ها اغلب در ساعات اوج ترافیک، ترافیکی هستند.

driving on freeways can be a thrilling experience.

رانندگی در بزرگراه‌ها می‌تواند تجربه‌ای هیجان‌انگیز باشد.

some freeways have tolls that drivers must pay.

برخی از بزرگراه‌ها عوارضی دارند که رانندگان باید پرداخت کنند.

freeways connect major cities across the country.

بزرگراه‌ها شهرهای بزرگ را در سراسر کشور به هم متصل می‌کنند.

it's important to follow traffic rules on freeways.

رعایت قوانین رانندگی در بزرگراها مهم است.

many accidents occur on busy freeways.

بسیاری از تصادفات در بزرگراهای شلوغ رخ می‌دهد.

freeways can be dangerous if drivers are not alert.

بزرگراه‌ها می‌توانند خطرناک باشند اگر رانندگان هوشیار نباشند.

there are rest areas along the freeways for travelers.

در طول بزرگراها مناطق استراحت برای مسافران وجود دارد.

some freeways have dedicated lanes for carpooling.

برخی از بزرگراه‌ها دارای مسیرهای اختصاصی برای همسفران هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید