fria

[ایالات متحده]/ˌef aɪ ɑːr aɪ/
[بریتانیا]/ˌef aɪ ɑːr aɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. عضو آکادمی ایرلند皇家
شکل‌های واژه
جمعfrias

جملات نمونه

the new data contradicts the fria hypothesis.

داده‌های جدید با فرضیه فریا در تناقض است.

researchers observed a specific fria pattern in the cell structure.

پژوهشگران الگوی خاصی از فریا را در ساختار سلول مشاهده کردند.

the therapist used fria therapy to treat the patient.

درمانگر از درمان فریا برای درمان بیمار استفاده کرد.

mastering the fria technique requires years of practice.

استفاده از فن فریا نیاز به سال‌ها تمرین دارد.

the fria region is known for its unique biodiversity.

منطقه فریا به دلیل تنوع زیستی منحصر به فرد خود معروف است.

his theories rely heavily on the fria principle.

نظریه‌های او به طور چشمگیری بر اصل فریا مبتنی است.

the fria code remains undeciphered by linguists.

کد فریا توسط زبان‌شناسان تا به امروز فسخ نشده است.

the museum displayed a rare fria artifact from the excavation.

موزه یک اثر فرهنگی نادر از فریا از حفاری را نمایش داد.

the engineer calibrated the sensor using the fria standard.

مهندس از استاندارد فریا برای تنظیم حسگر استفاده کرد.

the company released a fria update for their software suite.

شرکت به‌روزرسانی فریا را برای نرم‌افزار خود منتشر کرد.

critics praised the author's use of the fria motif.

انتقادات به کارگیری الگوی فریا توسط نویسنده تحسین شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید