brr

[ایالات متحده]/bɹə/
[بریتانیا]/brr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

interj. ابراز احساس سرما یا لرزیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

brr it's cold

وای چه سرد

brr i'm freezing

وای دارم یخ میکنم

brr it's freezing

وای داره یخ میزنه

brr feeling chilly

وای احساس سرما میکنم

جملات نمونه

when i feel cold, i often say "brr".

وقتی احساس سرما می‌کنم، اغلب می‌گویم "برر".

the wind made me go "brr" as i walked outside.

باد باعث شد وقتی بیرون رفتم "برر" بگویم.

she shivered and exclaimed, "brr, it's chilly!"

او لرزید و با تعجب گفت: "برر، هوا سرد است!"

every time winter arrives, i can't help but say "brr".

هر بار که زمستان می‌رسد، نمی‌توانم جلوی گفتن "برر" را بگیرم.

his reaction to the cold was just a simple "brr".

واکنش او به سرما فقط یک "برر" ساده بود.

after jumping into the cold water, i shouted "brr!".

بعد از پریدن در آب سرد، فریاد زدم "برر!"

she wrapped herself in a blanket and said "brr".

او خودش را در یک پتو پیچاند و گفت "برر".

as the temperature dropped, everyone started saying "brr".

با کاهش دما، همه شروع به گفتن "برر" کردند.

he felt a chill and muttered "brr" under his breath.

او احساس سرما کرد و زیر لب گفت "برر".

in the snowy weather, it's common to hear "brr" from people.

در هوای برفی، شنیدن "برر" از مردم رایج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید